مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

چند کیلومتر تا قلب محرومیت
1394/10/26

عکس چند کیلومتر تا قلب محرومیت

روستاهایی محروم در نزدیکی پایتخت

محمود آباد خاوران در جاده امام رضا و روستای لم آباد در منطقه ملارد شهریار روستاهایی هستند که اغلب مردم حتی نام آنها را نشنیده اند، این روستاها با فقر و محرومیت شدید دست و پنجه نرم می کنند و همین امر اعضای مرکز نوآوری اجتماعی سلام را بر آن داشت که راهی این مناطق شوند تا ضمن بررسی موقعیت های کارآفرینی در این روستاها، بخشی از هدایا و همچنین لباس و پتوهای اهدایی مردم سخاوتمندان ایران را توزیع کند.

در جریان این بازدید که روز پنجشنبه مورخ 24 دی ماه 1394 انجام شد ابتدا با دهداری محمود آباد گفتگویی انجام شد و دهدار منطقه به تشریح کمبود اعتبارات مالی برای محرومیت زدایی از منطقه پرداخت، روستایی که حدود 50 سال قدمت دارد و اغلب ساکنان آن کارگران فصلی و یا کارگران کوره های آجرپزی هستند. در محرومیت این منطقه همین بس که حتی پزشک عمومی نیز در محمود آباد وجود ندارد و تنها چند بهیار خدمات درمانی این منطقه را برعهده دارند.

پس از توضیحات دهدار محمود آباد راهی کوره پس کوره ها شدیم، محل اسکان کارگرانی که برخی از آنها نیز اتباع افغان بودند. مشاهده صحنه هایی غیر قابل باور.. اینجا خبری از امکانات اولیه برای معیشت نیست.. آب آشامیدنی، برق، گاز، بهداشت و درمان و ... خرابه هایی که کارگران فصلی، زن و مرد و پیر و کودک در آن پرسه می زنند، گویی مردگانی متحرک که هر لحظه در چنین شرایطی انتظار مرگ واقعی را می کشند تا از جهنمی که در آن بسر می برند رها شوند.

همه توانم را به کار می گیرم تا بر خود مسلط باشم وقتی می شنوم زندگی در این کوره ها گاهی تنازع برای بقا است.. کارگرانی که برای انجام کار در کوره های آجرپزی و دریافت حقوقی ناچیز حتی با یکدیگر درگیر می شوند.. دیدن چهره های معصوم کودکانی که به وفور و در میان انبوهی از زباله ها قدم برمی دارند و آینده ای تلخ تر از پدر و مادرشان را انتظار می کشند. کودکانی لاغر، چروکیده و زرد شده و زنانی که به محض دیدن افراد غریبه برق امید در چشمانشان موج می زند و ملتمسانه تقاضای کمک دارند. زنانی که ما را با مسئولان اشتباه گرفته اند یا به دلیل سر و وضعمان دوره مان کرده اند و از مشکلاتشان می گویند.

پس از اتمام تحقیقات میدانی، فضای غمبار محمود آباد را به مقصد روستای لم آباد ترک می کنیم.. در طول مسیر صحنه های دردناک و غیر قابل باور محمود آباد را مرور می کنم و این پرسش که مسئولان از وجود چنین مناطقی در کشور آگاهی دارند .. حس عجیب کریستف کلمب در کشف نقطه ای ناشناخته روی این کره خاکی را بعد از قرن ها در وجودت حس می کنی...

وارد روستای لم آباد می شویم و پس از توضیحات دهدار منطقه در یکی از مدارس به قصد بازدید از خانواده های نیازمند راهی می شویم که با شماری از کودکان و نوجوانان مواجه می شویم که خارج از مدرسه منتظر گرفتن هدایا هستند.. به درخواست برخی از این دانش آموزان نزد خانواده هایشان می رویم که اغلب فاقد پدر، یا دارای پدری معتاد یا از کارافتاده هستند.. مادران این خانواده ها به سختی روزگار می گذارنند.. پای درد دلشان که می نشینی آنچنان تحت تاثیر قرار می گیری که باورش امکانپذیر نیست.. اشک های مادربزرگی که به تنهایی و به سختی نوه اش را بزرگ می کند و مشکلات زندگی کمرش را خم کرده است..

اقامت چند ساعته در این روستاها آنقدر دردآور است که تصور قرار گرفتن به جای ساکنان این مناطق را غیر قابل درک می کند، غیر قابل درک و تحمل نه از باب محرومیت های صرف این روستاها بلکه بابت احساسی که مثل خوره به جان اهالی این مناطق افتاده و حس ناخوشایند فراموش شدن را در وجودشان پررنگ و امید به بهبود شرایط را در دل های خسته شان کمرنگ کرده است.

به قلم  سمیه باقی


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2019