مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

توصیه مجله فوربز: علوم انسانی برای کسب درآمد باید صبور باشد
1396/06/07

عکس توصیه مجله فوربز: علوم انسانی برای کسب درآمد باید صبور باشد

سوزان آدامز می‌گوید؛ این روزها تحصیل در علوم انسانی ایده چندان خوبی به نظر نمی‌رسد. ما می‌شنویم که کارفرمایان نمی‌خواهند شما را به کار بگیرند، اگر هم این کار را کنند پول چندان زیادی پرداخت نمی‌کنند.

با این حال، مطالعات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که دانش‌آموختگان علوم انسانی نباید خیلی نا امید باشند. شاید آن‌ها به اندازه رشته‌های تخصصی مانند پرستاری و پزشکی و کسب و کار، در همان روزهای اول فارغ التحصیلی درآمد نداشته باشند اما در دهه 50 و 60 زندگی از رشته‌های دیگر دستمزد بیشتری خواهند داشت؛ البته این اتفاق در کشوری مانند آمریکا قابل پیش‌بینی و رخداد است و قابلیت تعمیم به وضعیت حاکم بر این رشته در سایر نقاط دنیا به ویژه ایران را ندارند؛ کشورهایی که در مرحله چالش‌برانگیز تعریف مفاهیم و مصادیق مربوط به علوم انسانی کاربردی یا کاربردی سازی علوم انسانی و نیز تجاری سازی و فناوری سازی این علوم به سر می‌برد.

گزارشی با موضوع سهم رشته‌های علوم مقدماتی و علوم طبیعی در اشتغال آمریکا توسط انجمن کالج‌ها و دانشگاه‌های آمریکا و مرکز ملی سیستم‌های مدیریت آموزش عالی، نشان داده است که نرخ اشتغال در علوم انسانی کمتر از رشته‌های تخصصی دیگر است. 40 درصد دانشجویان علوم انسانی و علوم اجتماعی به تحصیل در مقاطع بالاتر ادامه می‌دهند و 9 درصد آن‌ها با گرفتن تخصص در کسب و کار یا حقوق به درآمدهای فراوان می‌رسند. این درحالی است که تنها 30 درصد از رشته‌هایی مانند پرستاری به مقاطع بالاتر راه می‌یابند. از سوی دیگر 2/5 درصد فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم مقدماتی از سن 21 تا 30 سالگی بیکار هستند. این رقم با رسیدن به سن 41 تا 50 سالگی به 3/5 درصد کاهش می‌یابد.

این گزارش همچنین چند دلیل را برای دست‌نیافتن دانش‌آموختگان علوم انسانی به دستمزدهای بالا بیان می‌کند: افرادی که مدارک علوم انسانی دارند در نیمی از تمامی شغل‌هایی که خدمات اجتماعی ارائه می‌کنند، مشغول به کار هستند؛ شغل‌هایی مانند مشاوره، خدمات اجتماعی، مذهبی یا همگانی که از جمله مشاغل با پرداخت سطح متوسط هستند. همچنین تعداد فارغ‌التحصیلان علوم انسانی در رشته‌های زبان‌های خارجی و زبان شناسی، الهیات و رشته‌هایی که همیشه از جمله چالش‌برانگیزترین مشاغل برای جویندگان شغل و هنرهای بصری و نمایشی است، بسیار زیاد است. در واقع بنا بر گزارش آکادمی آمریکایی هنرها و علوم، تعداد دانشجویان علوم انسانی در سال 1967 آمریکا، 17 درصد بود؛ درحالی که تا سال 2011 این رقم به 7 درصد کاهش یافت.

کارفرمایان به دنبال مهارت‌های نرم هستند

اما به‌رغم قضاوت‌های نادرستی که در مورد کم‌فایده بودن علوم انسانی برای بازار کار از گوشه و کنار جهان و توسعه‌یافته‌ترین کشورها به گوش می‌رسد، یک نکته حائز اهمیت است و آن هم معیار کارفرمایان برای کارمند ایده‌آل است:

کارمند ایده‌آل کسی است که زمینه دانش گسترده‌ای داشته باشد، بتواند برای حل مشکلات با دیگران همکاری کند، مناظره کند، ارتباط موثر برقرار کند و تفکر انتقادی داشته باشد؛ یعنی تمام مهارت‌هایی که برنامه‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها به دانشجویان اصرار می‌ورزند تا پیش از فارغ‌التحصیل‌شدن آن‌ها را بیاموزند.

سانجیو آگراوال، یکی از مشارکت‌کنندگان در مجله فوربز که خود رئیس یکی از شرکت‌های وابسته به سیلیکون ولی است، می‌گوید: «این درست که نرم افزار، سلطان دنیا شده است و موبایل و رایانش ابری دارند صنایع را فتح می‌کنند و در نتیجه، فرصت‌های بسیار بیشتری برای فارغ التحصیلان فنی- مهندسی و علوم طبیعی وجود دارد، اما نباید فراموش کنیم که همه با چالش‌های مشابهی روبه‌رو هستند. شما باید به یاد داشته باشید که در حال رقابت با افرادی باتجربه اما بیکار هستید که احتمالا برای کارفرمایان جذابیت بیشتری دارد و احتمالا شانس خوبی نخواهید داشت. اما برای شرکت‌ها، آنچه اهمیت بیشتری از پیشینه و مهارت‌های دانشگاهی دارد، مهارت‌های نرم است؛ یعنی توانایی برقراری ارتباط، روحیه کار تیمی، برآمدن از عهده موقعیت‌های اضطراب‌آمیز، وقت‌شناس بودن و اتخاذ تصمیم‌های سخت با حداقل راه‌های ممکن.

در حقیقت آمارها می‌گویند 60 درصد مدیران استخدامی، برخورداری از مهارت‌های نرم را به‌عنوان فاکتور شماره اول خود در ارزیابی یک متقاضی کار در نظر می‌گیرند و تنها 32 درصد از آن‌ها به مهارت‌های سخت یعنی پیشینه دانشگاهی و مهارت‌های مرتبط با رشته تاکید دارند. این کارآفرین هندی با اشاره به همان گزارش ارزش علوم مختلف در بازار آمریکا معتقد است، رشته‌های علوم انسانی در بلندمدت، شکاف درآمدی موجود میان این رشته‌ها و علوم دیگر را کاهش می‌دهند.

محتوا حرف اول را می‌زند

همه قدرت داستان‌گویی ندارند. برنامه‌نویس‌ها، همان افرادی که اپلیکیشن‌ها و دیوایس‌ها را می‌سازند و دنیای مدرن را به پیش می‌برند واقعا خلاق‌ترین افراد با بیشترین مهارت ارتباطی نیستند. شرکت‌ها همانقدر که به بازاریاب، طراح گرافیک و فروشنده احتیاج دارند به افرادی نیاز دارند که داستانشان را به شیوه‌ای اثرگذار بگوید. در دنیای امروز کسب و کارهایی موفق می‌شوند که روی این واقعیت، حکمرانیمحتوا بر جهان، سرمایه‌گذاری کنند.

آگراوال با اشاره به 500 هزار کسب و کاری که هر ماه تنها در آمریکا شروع به کار می‌کند، این اطمینان خاطر را به دانشجویان و دانش‌آموختگان علوم انسانی می‌دهد که برای غیرتکنسین‌ها هم کار پیدا می‌شود. در واقع، روزگاری که در آن قرار داریم و سال‌های پیش‌رو همان روزهایی است که تولید محتوا یعنی مهارت‌های کلیدی یک ذهن انسانی-خوانده به حساس‌ترین حوزه رشد در بازار تبدیل شده و می‌شود؛ کافی است صبوری پیشه کنید.

 


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2019