مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

نشست نوآوری اجتماعی با حضور آقای علی¬اصغر سعدآبادی
1397/05/07

عکس نشست نوآوری اجتماعی با حضور آقای علی¬اصغر سعدآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

نشست نوآوری اجتماعی با حضور آقای علی­ اصغر سعدآبادی

 

سه­ شنبه 22/1/97 قراری با آقای سعدآبادی مدیر مجموعه «نوآوری اجتماعی سلام» و مسئول دفتر «نوآوری» در دانشگاه هماهنگ شده بود. دورادور فعالیت­های خلاقانه و نوآورانه ایشان را شنیده ­بودیم. نوبت به این رسید که از نزدیک با ایشان دیداری داشته باشیم. در این نشست دوستان هسته حکمرانی مردم­ بنیان و هسته نوآوری حضور داشتند. در ادامه خلاصه ­ای از صحبت­ های ایشان ارائه می­شود. 

فرزند نازی­ آباد

خانواده ما در نازی آباد زندگی می ­کردند و این منطقه دچار فقر زیادی است. پدرم یک مغازه خواربارفروشی کوچک داشت و به سختی زندگی را می­ گرداند. در ایام پیش دانشگاهی پدرم را از دست دادم. تا اینکه متوجه شدم مسئولیت اداره زندگی خانواده به عهده من است. مجبور شدم در مغازه پدری کار کنم و به واسطه یک سری ایده مغازه را بچرخانم. در منطقه ما بسیاری از دوستان و اطرافیان مشکلات جدی داشتند. مثلا برخی دوستان مجبور بودند برای گذران زندگی دزدی کنند. یا دختر شهیدی که به واسطه فقر به تن­ فروشی تن داده بود. هر روز در مغازه دختری با معلولیت ذهنی به اسم بهاره وارد می­شد به نوعی مانع کسب بود. این مسائل ذهن من را درگیر کرده بود تا چاره­ ای بیاندیشم.

نوآوری اجتماعی پایدار

اولین کاری که انجام دادم، این بودکه به سراغ ضعیف­ترین قشر رفتم. همان معلولان ذهنی که در سلام به آنها توان­ یابان ذهنی می­‎گوییم. مجلس به اینها بودجه منفی می‎­گویند و ادعا دارند که کاری برای این دسته نمی‎­توان کرد و فقط هزینه دارند. یک دسته از 23 دسته این توان­ یابان آنهایی هستند که در طی شبانه روز مدام کارهای تکراری می­‎کنند و این عادت برایشان اصلا خسته‎­کننده نیست. از طرفی در صنایع می­‎دیدیم که شغلی هست به نام خط تولید یکنواخت که در آن فرد سالم از شدت تکرار دچار جنون آنی می­‎شوند و خیلی موارد خط به خاطر اشتباهات مختلف متوقف می‎­شود. کاری که ما کردیم این بود که این توان­‎یابان  را آموزش دادیم و در این خطوط استخدام کردیم. در این مسئله از چند جهت برای همه خوب شد. خانواده ها به جای قبل که فقط هزینه می­کردند تا این معلولان را به مدارس خاصی بفرستند (که جورچین بچینند) الان درآمد داشتند؛ صنایع بهترین بهره­‎وری تولید را پیدا کردند و موسسه سلام هم در این میان بابت آموزش این توان­‎یابان پول دریافت می­کرد. بعد از 5 سال الان این توان­‎یابان حدود 30 درصد بهبود یافته­‎اند و وضعیت بهتری را پیدا کرده‎­اند.

ادامه این روند باعث شد تا کار موسسه سلام بگیرد و الان بعد از چند سال، سلام تبدیل به یک هلدینگ با 19 دپارتمان شده است.

تجارب ناموفق سلام

به سفارش استانداری سیستان کاری انجام دادیم. یکی از مشکلات آنجا زندانیان بود که چه بعد از دوره زندان و چه در دوره زندان آسیب­‎های متعددی برایشان پیش می­‎آمد و نمی‎­شد آنها را یکباره به زندگی شهری برگرداند. در این استان یک مشکل دیگر این بود که برکه‎­های آلوده­‎ای داشت که پشه­‎های مزاحمی تولید می­شد. ما برای حل این مشکل حول این برکه­‎ها با همین زندانیان استخرهای پرورش قورباغه زدیم. در هر هکتار 23 نفر از این زندانیان کار پیدا میکردند، از بین این زندانیان کسانی بودند که شرایط حادی داشتند ولی بعد از دوره موفق به ازدواج شدند.

یک مشکل دیگر در این استان این بود که مرغداری­‎ها نمی­‎توانستند مرغ­های آلوده را به واسطه خاک خاص این منطقه دفن کنند. لذا ایده‎­ای که دنبال شد این بود که در کنار همان برکه‎­ها پرورش کروکودیل زدیم و برای این کار آزمون و خطاهای زیادی از جمله خرید کروکودیل از قاچاقچیان متحمل شدیم، چرا که میخواستیم بدانیم چه کروکودیلی در این منطقه دوام می­آورد. به این ترتیب زنجیره نابود کردن مرغ­های ویروسی کامل شد اما ادامه نیافت! تا زمانی که مسئولین دولتی به ما اعتراض کردند که شما خرید و فروش عین حرام میکنید و جلوی کار ما را گرفتند!!!!!

منطق و مسیر حرکت

ما در مجموعه سلام ساختار سازمانی نداریم، هر مدیر در هر هلدینگ اختیار تام دارد. پنج­شنبه و جمعه را برای گزارش­‎دهی و ارائه تجربیات در دفتر سلام قرار داده­ایم. مسئول بخش­‎های مختلف هر هفته گزارش می­‎دهند که مورد نقد و بررسی قرار می‎­گیرد. همه سلام را از خودشان می­دانند و در سود و منفعت آن شریک هستند.

همه سعی می­‎کنند منطق خاصی برای نوآوری اجتماعی استخراج کنند. ولی واقعیت این است که نوآوری اجتماعی در هواست و کاملا شخصی است و نمی‎توان برای آن منطق خاصی ارائه کرد.

نوآوری اجتماعی بیشتر بر سه چیز استوار است:

1.      دغدغه شخصی مبنای خیلی از کارهاست

2.      محیط و دیدن کیس و مثال خواندن خیلی مهم است، ممکن است اصلا شخص خلاق نباشد ولی در محیط خلاقیت هایی بروز می‎دهد که اصلا انتظار نمی‏‎رود.

3.      شخصیت آدم خیلی مهم است، خیلی ها برای این کارها اصلا تنشان می‎خارد!

مزیت خاص هر فرد

یک زمانی این طرف و آن طرف سخنرانی می­‎کردم. سخنرانی‎­های انگیزشی برای معلولین جسمی که مثلا پایشان فلج است. در یکی از موارد بعد از سخنرانی یکی از اینها به من گفت تو روی دو پایت ایستاده‎­ای و به خیال خودت به ما امید می­دهی! بسیار خوش تشریف دارید! من از این جمله خیلی به فکر فرو رفتم. به خاطر همین نذر کردم و شش ماه مواقعی را روی ویلچر می­گذراندم. بعد از مدتی واقعا خودم افسرده شدم که چرا نمی‎­توانم کاری برای اینان بکنم. به آقای گلداسمیت[1] این مسئله را مطرح کردم، ایشان به هزینه شخصی خودشان مرا به یک پارک جنگلی در آفریقا فرستادند و گرگی را به من نشان دادند به نام بیلی. این گرگ یک گرگ معلولی بود که یک پایش را از دست داده بود. همه می­دیدند که وقتی شکار توسط گروه گرگها انجام می­‎شد، آنها شروع نمی­کردند تا زمانی که بیلی بیاید. برای همه سوال شده بوده که چرا اینگونه است؟ پاسخ اینجا بود که گروه گرگها تا زمانی که رهبر دسته شروع به غذا نکند بقیه شروع نمی‎­کنند. دانشمندان تحقیق کرده و دریافته بودند که بیلی چشمش 50 برابر بیشتر از سایر گرگها چشم­انداز را می­‎بیند.

این گرگ خیلی به من ایده داد. وقتی برگشتم یک کاری که کردم این بود که برای افراد معلول تحقیق کردم. دیدم کار تایپی را خیلی خیلی خوب می­توانند انجام دهند. هر کسی یک مزیت رقابتی دارد. مزیت این توان­‎یابان این بود که ما دیدیم سرعت و دقت این افراد از فرد معمولی بیشتر و بهتر است.

زلزله کرمانشاه

در سفر به کرمانشاه بعد از زلزله وقتی دیدم وضع خیلی بد است ضمن حضور مشورتی که در مجمع تشخیص داشتم، وضعیت را به مقامات توضیح دادم. آنها گفتند وضع بد نیست شما دارید سیاه نمایی می­کنید. من یک مستندساز استخدام کردم  و آنجا فرستادم تا مستند کند. مستندساز بعد از مدتی به من گفت دلیل اینکه اینجا اینقدر بد مدیریت می­‎شود این است که مردم اعتماد به دولت ندارند. گفتم یک کاری بکند و به خراسان شمالی که سال پیش زلزله آمده بود برود  و با تهیه یک مستند نشان بدهد تا مردم باز اعتماد کنند. وقتی رفت آنجا چند ساعت نگذشته بود به من زنگ زد و گفت اینجا که خیلی وضع بد است و هنوز مردم در چادر هستند!

در کرمانشاه وضع بعد از زلزله خیلی بد بود. اما مهمتر از آن اینکه نحوه امدادرسانی علی­رغم کمک­های مختلف مردم مناسب نبود. مثلا اینکه کفش چند میلیونی اهدا شده بود! می­دیدم که این کفش­ها را بدون اینکه جعبه‎­اش را باز کنند برای گرم شدن درون آتش می انداختند.

ولخرجی ممنوع

یک مشکل در نحوه ارائه خدمات اجتماعی این است که نهادهای متولی فقط پول خرج می­کنند یا حمایت­‎هایی می­کنند که گداپروری را افزایش می­دهد. کارهایی مثل افزایش گرمخانه‎­ها و کمک مالی مستقیم از این جنس است. ما تجربه­‎ای داریم که در آن یک مادر سرپرست خانوار با وجود فشارهای زیاد حاضر به کار نمی­شد. حاضر شدیم فرزندان این زن را به بهترین مهدکودک­‎ها بفرستادیم و شرایطی را فراهم کنیم که آن زن با کار بتواند حقوق خوبی دریافت کند. ولی هر کار می­کردیم این زن به گدایی عادت کرده بود، من با این کار به کمیته امداد نشان دادم که این حمایت مالی اصلا خوب نیست.

در شیوه خدمات­‎رسانی که در اردوهای جهادی بسیج برگزار می­شود نیز نقد جدی وجود دارد. در قالب اردوی جهادی به یک منطقه محروم رفته­اند و مسجد با تمام امکانات ساخته‎­اند. بعدا خودم دیده­ام که از آن مسجد به عنوان آغل استفاده شده است! به خاطر اینکه این خدمات رسانی در جای خودش انجام نشده است.

دانشگاه امام صادق

در دانشگاه امام صادق به ما گفتند ما چند مشکل جدی داریم؛ یکی اینکه بچه‎­ها انگیزه ندارند. یا اینکه انگیزه هایی که دارند در راستای مسائل کشور نیست. ایده­ای را به نام دولت دانشجویی دنبال کردیم. در این ایده ما دوتا خواسته از مسئولین دولتی داشتیم: یکی اینکه دانشجوها امکان حضور در بک سیت جلسات مسئولین را دارا باشند. دوم اینکه از اطلاعات غیرمحرمانه بتوانند استفاده کنند و در عوض تحلیل و گزارش­‎هایی در بضاعت دانشجویی تولید می‎­کنند. این ایده از طرف مسئولین خیلی استقبال شد. کار در دانشگاه با برگزاری کارگاه­‎هایی آغاز شد و استقبال زیادی صورت گرفت. اما مسئولین دانشگاه گفتند به دلیل اینکه مخاطب زیادی جذب شده و دانشجو­ها از درس باز می‎­مانند نباید ادامه یابد!

کارتن‎­خوابی

در منطقه خاورشهر در حاشیه تهران شما صحنه‎­هایی را می­ببینید که تکان­‎دهنده است. عده زیادی از افراد بی­‎خانمان هستند که در کوره‎­های آجرپزی زندگی می­کنند. بچه‎­های زیادی هستند که اصلا پدر و مادر اینها معلوم نیست چه کسانی هستند و هر شب را جایی می­خوابند. ما بعضی اوقات مجبور می­شویم تا کارهای غیرقانونی بکنیم تا این بچه­‎ها را نجات دهیم. مشکل قوانین یک بحث جدی است. مثلا در بحث سرپرستی کودکان قانون مناسبی نداریم. در برخی موارد هم مسئولین با ما برخورد کرده­‎اند و جلوی ما را گرفته‎­اند!

 

 



[1] . پیشتاز در حوزه نوآوری اجتماعی


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2018