مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

آیا برای شرکت نوپای خود نیاز به برنامه ریزی داریم؟!
1397/02/02

عکس آیا برای شرکت نوپای خود نیاز به برنامه ریزی داریم؟!

یک چالش عمده در فرآیند برنامه‌ریزی، مقابله با تمایل به بروکراتیک کردن بیش از حد آن است. در اصل، برنامه‌ریزی به جای این که وسیله‌ای برای رسیدن به هدف در نظر گرفته شود، خود می‌تواند هدف باشد.

در عین حال، افزایش الزامات، با هدف والای کارآمد کردن هرچه بیش‌تر فرآیند، اندازه‌ی اسناد برنامه‌ریزی را افزایش داده و آن‌ها را برای استفاده‌ی کاربران، دشوارتر و غیرعملی‌تر می‌کند. در بدترین حالت، به پرونده‌هایی پر از اسناد مربوط به برنامه‌ریزی منتهی می‌شود که در قفسه‌ها خاک می‌خورند. در واقع، در طی کوچک‌سازی که در اواخر دهه‌ی 1980 تا اوایل 1990 انجام شد، بسیاری از واحدهای برنامه‌ریزی یا حذف شده یا کوچک می‌شدند.

اعضای سازمان گروه دیگری از ذینفعان هستند. بسیار از فرآیند‌های برنامه‌ریزی با هیاهوی بسیار و امیدهای فراوان شروع شده و به ناامیدی ختم می‌شوند. متاسفانه، بخشی از این ناامیدی، نتیجه‌ی مستقیم آن هیاهو است. برنامه‌ریزی فعالیتی مهم است و می‌تواند نتایج قابل توجهی داشته باشد اما باز هم در حد برنامه‌ریزی است نه عمل. انتظارات بالایی که از برنامه‌ریزی وجود دارد بر مبنای این پیش‌فرض است که " ما فقط باید بفهمیم که می‌خواهیم چه کنیم و سایر چیزها خودشان درست می‌شوند." شاید این پیش‌فرض تا حدی درست باشد، اما "تنها چیزی که نیاز داریم" این نیست.

برنامه‌ریزی بخش کوچکی از کل زحمات است، و نباید بیش از این بزرگنمایی شود. اجرای برنامه مهم‌تر، زمان‌برتر، و دشوارتر از خود برنامه‌ریزی است. برخی معتقدند نقش برنامه‌ریز در موفقیت حداقل 10% است. برخی دیگر مدعی اند که تحول واقعی دست کم سه تا پنج سال زمان می‌برد که بیش‌تر آن صرف اجرای برنامه می‌شود.

بیش‌تر برنامه‌ها یا فاقد جهت هستند و یا بیش از اندازه جهت دارند. دلیل این امر آن است که بیش‌تر برنامه‌ها نتیجه‌ی سازش منافع میان مدیریت، کارکنان، مشتریان، تامین‌کنندگان مواد اولیه، تنظیم‌کنندگان، و دیگر ذی‌نفعان است. به جای آن که جهتی یافت شود که همه از آن حمایت کنند به هر یک از این گروه‌ها بخشی از راه حل داده می‌شود. اما جهت مطلوب یک گروه الزاما با جهتی که دیگران می‌خواهند مطابق نیست -در نتیجه برنامه به تعداد زیادی مسیر و هدف منتهی می‌شود که از توان سازمان خارج است. بدتر آن‌ که تعداد زیاد اهداف، بیش‌تر فهرستی از آرزوها است تا مجموعه‌ای از هدف‌هایی که گروه متعهد به رسیدن به آن‌ها باشد. هر چه افراد بخواهند روزی انجام دهند در برنامه وارد می شود فقط کافی است که درخواست کنند.

هاینز، اندی و پیتر بیشاپ. (1394). تفکر پیرامون آینده؛رهنمودهایی برای آینده‌نگاری راهبردی. (ترجمه: مهدی ذوالفقارزاده، علی اصغر سعدآبادی. آرمین فیروزپور و مسعود دارایی). انتشارات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.

 


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2018