مرکز نوآوری اجتماعی سلام

Salam Social Innovation Center

کتب منتخب نواوری اجتماعی
1396/06/05

عکس کتب منتخب نواوری اجتماعی

قدرت نوآوری اجتماعی

کارآفرینان مدنی چگونه شبکه‌های درون اجتماع را برای دست‌یابی به منفعت بر می­انگیزانند

 

The Power of Social Innovation: How Civic Entrepreneurs Ignite Community Networks for Good

 

 

Stephen Goldsmith    

استفان گلداسمیت

به همراه جیجی گرجس و تیم گلین برک

 

 مترجمین

علی اصغر سعدآبادی

حسین افتخاری

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه مترجمین.. 5

سپاسگزاری.. 8

درباره‌ی نویسنده 10

پیشگفتار 12

مقدمه. 16

بخش اول) تسریع‌بخشی به تغییر اجتماعی... 27

فصل 1) جرقهی پیشرفت مدنی.. 28

کارآفرینی، نوآوری و تغییر 29

ایده‌های بسیار، پیشرفت‌های کم. 32

کارآفرینی مدنی به منزله‌ی یک راه‌حل.. 39

جرقه‌ی پیشرفت مدنی.. 43

احکام و هشدارهای لازم در جهت مداخله‌ی دولت.. 47

نتیجه‌گیری.. 51

فصل 2) نوآوری به‌منزله‌ی عامل تسریع‌کننده 53

کشف عنصر گم شده 56

انتخاب تسریع‌کننده‌ی مناسب.. 62

تجمیع همه‌ی موارد در یک‌جا: بنیاد نهمیاه 84

نتیجه‌گیری.. 87

بخش دوم) بازارساز به‌منزله‌ی کارآفرین مدنی... 90

فصل 3) باز گذاشتن دسترسی به نوآوری اجتماعی.. 91

در هم شکستن موانع حمایت از تولید داخلی.. 93

آزاد کردن فضای نوآوری.. 97

ایجاد فرصت برابر برای همه. 103

دعوت از استثنایی‌ها 106

تحمیل تغییر فرهنگی.. 110

گردآوری همه چیز: انحصارطلب روشنفکر 115

نتیجه‌گیری‌ها 121

فصل 4) مبادله‌ی فعالیت‌های خیرخواهانه با نتایج قابل اندازه‌گیری.. 124

محدودیت‌های فعلی در سرمایه‌گذاری.. 126

چه ارزش‌های عمومی‌ای را می‌خریم؟ 129

آیا فعالیت‌هایی که بودجه‌ی آن‌ها تامین شده است هم‌چنان مرتبط‌ترین فعالیت‌ها هستند؟ 135

جامعه، خواهان چه تغییری است و چه دارایی‌هایی را می‌تواند متحد کند؟ 138

آیا ما بودجه‌ی یک پروژه یا  یک تغییر پایدار در سیستم را تامین می‌کنیم؟ 140

چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کنیم؟ 143

جمع‌بندی: لیندا گیبز 148

نتیجه‌گیری.. 149

بخش سوم) تامین‌کننده‌ی خدمت به منزله‌ی کارآفرین مدنی... 154

فصل 5) برانگیختن و اعتماد به شهروندان.. 155

توازن متخصصان با عموم 157

ساخت یک اجتماع. 160

بهره‌بردن از رسانه‌های اجتماعی برای تغییر 171

قدرت انتخاب برای مشتری.. 174

درمان شکاف انتظارات.. 179

ترکیب همه با هم: طرح استقلال خانواده 182

نتیجه‌گیری.. 188

فصل 6) تبدیل ریسک به پاداش.... 191

دیدن فرصت‌ها در جایی‌که سایرین بدهی را می‌بینند. 193

پذیرفتن ریسک اولیه. 195

محاسبه‌ی کامل عایدی پلکانی سرمایه‌گذاری.. 205

پاداش و ریسک سیاسی.. 207

تجمیع همه موارد در یک‌جا: موسسه‌ی رپروند میلواکی.. 214

نتیجه‌گیری.. 217

فصل 7) جامعه‌ی پرثمر. 219

شهر پرثمر (و شهردار کارآفرین) 221

کارآفرینان مدنی و اصلاح مدرسه. 224

راه‌حل‌های کارآفرینی اجتماع. 235

در موقعیت کارآفرین ماندن: خودداری از موفقیت.. 242

آینده 243

منابع.. 245

 

 

مقدمه مترجمین

نوآوری اجتماعی اشاره به ایده‌های جدیدی دارد که برای رسیدن به هدف‌های اجتماعی بکار می‌آیند. به عبارتی نوآوری اجتماعی عبارتست از: فعالیت‌های نوآورانه و خدماتی که انگیزه‌شان برآورده کردن یک نیاز اجتماعی است و مدام از خلال سازمان‌هایی که هدف اولیه‌شان اجتماعی است، در حال اشاعه و بسط هستند. به عبارت ساده‌تر می‌توان گفت که نوآوری اجتماعی در راستای منفعت جمعی است. نوآوری اجتماعی راهی است برای حل مشکلات اجتماعی از طریق: 1- به‌وجود آوردن امکانات جدیدی که موجبات پیشرفت و راحتی افراد در زندگی فردی و اجتماعی را فراهم کند. 2- به‌وجود آوردن موقعیت‌های شغلی جدید از طریق مهارت و شیوه‌های جدید کار که به پیشرفت و بهتر شدن موقعیت اجتماعی افراد در مشاغل کمک می‌کند.

کتاب قدرت نوآوری اجتماعی ابتکار مرکز اش[1] در زمینه‌ی نوآوری در دانشکده­ی کندی هاروارد است. استفان گلداسمیت[2] یک چارچوب جهت هدایت و راهنمایی دولت، عملگران بخش غیرانتفاعی و خصوصی فراهم می‌کند و همچنین آنان را تشویق به تجدید نظر درباره چگونگی حل سخت‌ترین مشکلات عمومی در جوامع امروزی می‌کند.  

بر اساس تجربه­ی نویسنده، تحقیقات گسترده، و مصاحبه با بیش از 100 تن از رهبران ارشد از بخش‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی از سراسر بخش‌های کشور، کتاب قدرت نوآوری اجتماعی سرشار از مطالعات موردی الهام­بخش و گویا و استراتژی‌های مفید برای ارائه­ی خدمات اجتماعی است.

"استفان گلداسمیت" استاد کرسی "دنیل پاول[3]" و مدیر برنامه­ی نوآوری در دولت آمریکا در دانشکده­ی امور دولتی کندی در دانشگاه هاروارد می­باشد. گلداسمیت، که خود یک کارآفرین است، دارای جایگاه بی­همتایی است که توانسته با مسائل به‌عنوان رهبری ملی، فرای بخش­های مختلف مانند بخش دولتی، شرکت­های انتفاعی و سازمان­های بزرگ غیرانتفاعی و بشردوستانه، مواجهه داشته باشد.

در میان دیگر تالیفات استفان گلداسمیت، می­توان به کتاب "شهر قرن بیست­ویکم: رستاخیز شهرنشینی در آمریکا[4]" و کتابی که برنده­ی جایزه نیز گشته است، "حاکمیت از طریق شبکه: شکل جدیدی از بخش دولتی[5]" اشاره کرد، که هر دو کتاب تایید، تصدیق و جوایز بین‌المللی بسیاری دریافت کرده‌اند.

کتاب حاضر ابزار مناسبی برای کارآفرینان مدنی در جهت ایجاد جوامع سالم و ترویج راه‌حل‌های نوآورانه برای مشکلات عمومی و اجتماعی است. قدرت نوآوری اجتماعی به مقامات دولتی، کارآفرینان اجتماعی، خیرین، و شهروندان کمک می‌کند تا بینش اجتماعی خود را در مواجهه با مسائل تغییر دهند. گلداسمیت نشان می‌دهد چگونه می‌توان به‌طور موثر برای مقابله با مسائل پیش‌روی کشور و جهان، به کاوش راه‌های جدید برای همکاری در سراسر بخش‌ها پرداخت و نقاط قوت را بهبود بخشید.

برای نوآوران اجتماعی که می‌خواهند تاثیری قدرتمند در جامعه بگذارند، توصیه می‌شود که کتاب قدرت نوآوری اجتماعی را مطالعه کنند. استفان گلداسمیت ابزاری ضروری برای کمک به کارآفرینان مدنی برای عملی ساختن ایده‌های خود و تولید بهترین نتایج ممکن فراهم می‌کند.

نوآوران اجتماعی بر این باورند که در دنیای کنونی برای پیشرفت در زمینه‌های کلیدی و حیاتی نظیر آموزش و پرورش و اقتصاد، به ابزارهای متفاوت و جدیدی نیاز است که در این کتاب به چندین مورد از این ابزارها اشاره شده است. پیشرفت‌های واقعی مستلزم آن است که بشردوستان و شهروندان اقدامات جسورانه‌ای در جامعه انجام دهند.

فقر منابع بویژه منابع فارسی در این حوزه به لحاظ نوپا بودن آن، یکی از چالش‌های جدی‌ای است که علاقمندان این حوزه (اعم از دانشجویان و دانش‌پژوهان و یا متقاضیان استفاده از این دانش)، با آن دست به گریبان هستند. کتابی که پیش رو دارید، یکی از همین منابع معتبری است که بدلیل ویژگی‌های منحصر بفرد آن، می‌تواند بخشی از نیاز به این دانش کاربردی را در زمینه­ی پیاده­سازی نوآوری اجتماعی در جامعه پوشش دهد. از این رو، تصمیم بر ترجمه این کتاب گرفته شد تا از این طریق نیاز مذکور را بتوان پاسخی درخور داد. در واقع، یک بسته­ی آموزشی-پژوهشی و در عین حال کاربردی است که هم برای مدیران و هم برای تحلیل‌گران حوزه‌ی نوآوری بسیار راهگشا خواهد بود.

از آنجایی که بسیاری از نکات مطروحه توسط نویسنده، نمود عینی در جامعه­ی ایران داشته و یا نیاز به توضیحات تکمیلی برای فارسی‌زبانان داشته است، مترجمین سعی کرده‌اند که با توجه به دانش تخصصی خود و مطالعات جانبی فراوان، نکات و نقدهای خود را به صورت اضافه­ی ‌مترجم در پاورقی ارائه نمایند که حاصل آن بیش از 500 اضافه­ی مترجم بوده است. امیدواریم این شیوه­ی ترجمه و اضافه­ی مترجم برای خوانندگان مفید واقع شود. این شیوه توسط استاد بزرگوار، جناب اقای دکتر عادل پیغامی معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به مترجمان معرفی شد که در همین­جا برخود لازم می‌دانیم تا از ایشان کمال تشکر و قدردانی را داشته باشیم. 

ترجمه­ی این کتاب بدون لطف و سخاوت افرادی چند میسر نمی­شد. بر خود لازم می­دانیم از اساتید بزرگوار جناب آقای دکتر عادل پیغامی و جناب آقای دکتر علی‌اصغر پورعزت که با نظرات علمی خود بر غنای علمی کار مترجمین افزودند، سپاس­گزاری نمائیم. همچنین مترجمان برخود لازم می‌دانند از زحمات بی‌دریغ و خالصانه بسیاری از دانشجویان، همکاران و دوستان ارجمند خویش، بویژه جناب آقای عرفان سبزه‌پرور، جناب آقای احمد افتخاری، سرکارخانم محبوبه صفاری، جناب آقای آرمین گلچین، سرکارخانم لیدا فریاد، سرکارخانم شبنم نوروزی و سرکارخانم نفیسه رسالت که در بازخوانی و مطالعه­ی مکرر نسخه‌های تایپ شده و بهبود ترجمه­ی کتاب به مترجمان کمک کردند، قدردانی نمایند.

بی‌شک، ترجمه­ی حاضر بی­عیب و نقص نخواهد بود؛ از این رو، پیشاپیش از همه­ی کسانی که با نقد کمال‌گرا و ارائه­ی آن به مترجمان، به اصلاح نسخه‌های بعدی کمک می‌کنند، صمیمانه سپاس‌گزاری می‌نماییم.

 

سپاسگزاری

قدردانی خود را از تمام کسانی‌که در به ثمر رسیدن این کتاب سهم داشته­اند، ابراز می‌نمایم. از "آلبرتو ایبارگوئن[6]" و "پائولا الیس[7]" در "بنیاد جان.اس و جیمز.ال نایت[8]" تشکر ویژه دارم، که هم از پژوهش­ها و هم از گردهمایی­های ما در "دانشکده­ی کندی هاروارد[9]" در جهت پیش‌برد کارآفرینی مدنی حمایت کردند. من مرهون زحمات "ونسا کرش[10]" و "کیم سایمن[11]" و همکاران­شان در شرکت "نیوپرافیت[12]" به جهت در اختیار گذاشتن تجارب و دیدگاه­شان برای ترویج کارآفرینی اجتماعی هستم. سپاس فراوان به‌خاطر همکاری مداوم همکارانم، به‌خصوص "کیتلین استیرمن[13]"، "مائورین گریفین[14]"، "کریستینا مرشاند[15]"، "کارا او.سالیوان[16]"، "امیلی کپلان[17]" و دانشجویان دانشکده­ی کندی که برای کتاب ذوق و وقت گذاشتند: "اندریا مک گراث[18]"، "شریل اسکات[19]"، "اسکات ناکس[20]"، "استفان چان[21]"، "سامانتا روبنستاین[22]"، " اندرو هیلیس[23]" و "جانیس فلین[24]". به‌علاوه مایلم از پرسنل محترم و اعضای هیئت مدیره­ی "شرکت خدمات ملی و اجتماعی[25]" که هر روز به‌دنبال یافتن راهکارهایی برای حمایت از روح مدنی آمریکا هستند، تشکر کنم.

کتاب حاضر به‌خاطر راهنمایی­های "الیسون برونر[26]" و همکارانش در شرکت "جوزی بیس[27]" و همکاران و دوستانی که بر نسخ اولیه­ی کتاب نظر داده و آن­را مرور کرده­اند، مانند "جفری برداچ[28]"، "جان دایلولیو[29]"، "گرگ دیز[30]" و "بیل اگرز[31]"، بسیار بهتر شده است.

من تقدیر بیکرانم را نثار "مارک مور[32]" و "فرانک هارتمن[33]" به جهت رهبری "نشست اجرایی در مورد تحول شهرها به‌واسطه­ی کارآفرینی مدنی[34]" و تمامی اعضای "نشست اجرایی[35]" برای تعهدات فراوان­شان در قبال ساعت­ها بحث و مذاکرات، می­نمایم. بهترین ایده­های کتاب از تعاملات در جلسات فوق بدست آمده است. همچنین نگارش این کتاب بدون نبوغ الهام­بخش و عزم و اراده­ی بیش از یکصد کارآفرین مدنی، شهروندان، دولت، موسسات غیرانتفاعی و همچنین مقامات بشردوست که تجارب و آموخته­هایشان را در اختیار ما قرار دادند و بسیاری دیگر که نام­شان ناگفته ماند، امکان­پذیر نبود.

از "تیم گلین برک[36]" و "جیجی گرجس[37]" که در برگزاری مصاحبه­های بسیار و در تالیف این کتاب همکاری نمودند، تشکر می­کنم. جیجی گرجس، تمام سال گذشته را به‌عنوان "عضو مهمان[38]" در "موسسه­ی اش[39] برای نوآوری و حاکمیت دموکراتیک در دانشکده­ی کندی هاروارد[40]" گذراند. او به‌عنوان "دستیار ویژه­ی کاخ سفید[41]" به رئیس جمهور "ویلیام جی کلینتون[42]" خدمت کرد. جیجی، دارای مدرک کارشناسی از "کالج ولزلی[43]" و "کارشناسی ارشد امور دولتی[44]" از "دانشکده­ی روابط عمومی و بین­الملل وودرو ویلسون در دانشگاه پرینستون[45]" است.

تیم گلین برک که در پژوهشی بر روی خلاقیت اجتماعی در موسسه­ی اش در دانشکده­ی کندی هاروارد همکاری می­کند، فارغ­التحصیل "دانشکده­ی تحصیلات تکمیلی مطالعات سیاسی مک کورمک[46]" در دانشگاه "ماساچوست بوستون[47]" است و مدرک کارشناسی خود را در رشته­ی بهداشت عمومی[48] از "دانشگاه کارولینای شمالی[49]" در "چپل هیل[50]" در سال 1997 دریافت کرده است.

در آخر، از خانواده­ام به‌خاطر محبت و حمایت­شان تشکر می­کنم. جای تعجب نیست که ایده­ی مسافرت خانوادگی من به کار بر روی این کتاب ختم شد و شگفت­آور اینجاست که همسرم "مارگارت[51]" هنوز بی­تردید از این جریان حمایت می­کند.

درباره­ی نویسنده

"استفان گلداسمیت[52]" استاد کرسی "دنیل پاول[53]" و مدیر برنامه­ی نوآوری در دولت آمریکا در دانشکده­ی امور دولتی کندی در دانشگاه هاروارد می­باشد. گلداسمیت، که خود یک کارآفرین است، دارای جایگاه بی­همتایی است که توانسته با مسائل به‌عنوان رهبری ملی، فرای بخش­های مختلف مانند بخش دولتی، شرکت­های انتفاعی و سازمان­های بزرگ غیرانتفاعی و بشردوستانه، مواجهه داشته باشد.

گلداسمیت، دو دوره را به‌عنوان شهردار "ایندیاناپولیس[54]"، دوازدهمین شهر بزرگ آمریکا، خدمت کرد و اعتبار خوبی به‌عنوان یکی از نوآورترین مقامات دولتی کشور بدست آورد. تلاش­های تحول­گرای او در احیای محله­های شهری و تفویض اختیار واقعی به گروه­های اجتماعی تحسین برانگیز بود. گلداسمیت، سپس به‌عنوان مشاور مخصوص رئیس جمهور "بوش[55]" در برنامه­های ابتکاری ایمانی[56] و غیرانتفاعی، اصلاحاتی بوجود آورد و به‌عنوان رییس شرکت خدمات اجتماعی و ملی تحت ریاست هر دو رئیس جمهور بوش و "اوباما[57]" خدمت کرد. وی در آن‌جا به هدایت تلاش­ها در راستای گسترش و تقویت برنامه­ی خدمت­رسانی دولت پرداخته است.

در میان دیگر تالیفات استفان گلداسمیت، می­توان به کتاب "شهر قرن بیست­ویکم: رستاخیز شهرنشینی در آمریکا[58]" و کتابی که برنده­ی جایزه نیز گشته است، "حاکمیت از طریق شبکه: شکل جدیدی از بخش دولتی[59]" اشاره کرد، که هر دو کتاب تایید و تصدیق بسیاری دریافت کرده‌اند.

 

پیشگفتار

ایالات متحده­ی آمریکا، عظمت خود را مرهون روحیه­ی نوآوری، کارآفرینی و مسئولیت­پذیری مدنی است که همواره مردم آمریکا را متمایز کرده است. ملت ما ملتی است که توسط پیشگامان اندیشه­ی آینده­نگر بنا شده و متعهد به مفاهیم بنیادی است که "همه­ی انسان­ها بطور مساوی خلق شده­اند و از حقوق واقعی محروم ناشدنی برخوردار هستند"؛ از جمله حق حکومت بر خود[60]. ما کامیاب شده­ایم چراکه روحیه­ی آزادی و آزمایش­گری ما قوی­تر شده است. آمریکا هرگز با مشکلی، حتی در ابعاد کوچک، مواجه نبوده که نتواند آن‌را حل کند یا چالشی که نتواند با آن مقابله کند؛ چرا که ما همیشه به برترین­ها و باهوش­ترین‌ها از سراسر جهان خوشامد گفته­ایم. مهاجرین (از اجداد بنیان‌گذار این کشور گرفته تا امروز) ایده­های جدید به سرزمین جدیدشان آورده­اند و آن ‌را تبدیل به قوی­ترین اقتصاد دنیا کرده­اند.

چنان­که استیو گلداسمیت در این کتاب به‌خوبی سخن گفته است، آمریکا منابع، ایده­ها، و اراده­ی جمعی را برای به‌کارگیری خلاقیت در کار، به‌منظور حل سخت­ترین مشکلاتی که اجتماع ما با آن مواجه است، در اختیار دارد. اما ما اغلب اوقات توسط سیستم­هایی که برای مواجهه با این مشکلات طراحی شده­اند، عقب نگاه داشته می­شویم. واقعیت آنست که در کشور ما تغییر معنادار به‌علت چسبندگی دولت به ایده­های قدیمی، آداب و سنن بازداشته می‌شود و کمبود وقت و مجددا نبود شفافیت و مسئولیت­پذیری، ما را از شناسایی و بررسی شکست وامی­دارد. هر دوی این مشکلات دلیل یکسانی دارد: گفتمانی سیاسی که اغلب توسط احزاب ایدئولوژی­محور پیش برده می­شود، جای عمل‌گرایی نوآورانه را می­گیرد.

اگر ما می­خواهیم از این دوران چالشی، قوی­تر از همیشه بیرون بیاییم و به‌عنوان ابرقدرت جهان باقی بمانیم، نیاز به تجدید دولت با روح نوآوری و ابداع داریم که همیشه خواسته­ی آمریکا بوده است. ما باید کارایی و اثربخشی دولت را در مقابله با مسائل قدیمی (از فقر گرفته تا مراقبت­های بهداشتی) و همچنین قدرت پاسخ‌گویی دولت را به تازه­ترین چالش­های در حال ظهور (از تغییرات آب و هوایی گرفته تا تغییر فناوری) بالا ببریم. ما می­توانیم هر دو را تنها با بهره­گیری از قدرت کنش مدنی، خدمات اجتماعی و حل مشکل به شیوه­ی غیرحزبی انجام دهیم و یا به‌طور خلاصه، با پذیرش اصول گلداسمیت که در این کتاب قرار داده است، به سرمنزل مقصود نایل آییم.

برای موفق شدن به‌عنوان یک کارآفرین، شما باید به‌طور مداوم به کسب و کار خود بنگرید و از خود بپرسید، "چگونه کسب و کار من می­تواند بهتر باشد؟" همین موضوع در مورد دولت نیز مصداق دارد. با این تفاوت که در دولت، افراد از پایین هرم، موفقیت ما را در بهبود زندگی مردم -سلامت­شان، مدارس­شان، چشم­انداز شغلی­شان، محله­ی­شان، و مهمتر از همه، ایمنی­شان- مورد سنجش قرار می­دهند. آیا ما مردم را در رسیدن به رویاهای خود توانمند می­کنیم؟ این مهم­ترین وظیفه­ی ما است. اگر ما نتوانیم به آن دست یابیم، باید نسبت به شناسایی این‌که کجای کار می­لنگد و آنچه ما می­توانیم برای رفع نقایص انجام دهیم، مبادرت کنیم. و پس از آن ما باید جرات انجامش را پیدا کنیم.

در شهر نیویورک[61]، مدیریت ما به عادت در آغوش کشیدن ایده­های جسورانه و بحث­برانگیز برای حل مشکلات طولانی­مدت خو گرفته است. اما آنچه به همان اندازه مهم است، اصرار ما بر انجام آزمایش منوط به اقدامات پاسخ‌گویی سفت و سخت است و ما از اعتراف به این که یک ایده بدرد نخور بوده است، ترسی نداشته­ایم. مشکل دولت اغلب اینست: وقتی یک برنامه یا یک اداره ایجاد می­شود، بدون توجه به این‌که چقدر غیرموثر می­تواند باشد، هرگز از بین نمی­رود. نیات خوب همیشه به نتایج خوب منجر­ نمی‌شوند و فهم تفاوت آن‌ها بسیار حیاتی است. به همین دلیل ما تقریبا در جمع­آوری داده­ها وسواسی بوده‌ایم. من دوست دارم بگویم، "ما به خدا ایمان داریم. اطلاعات به هر روی بدست می­آید." از این گذشته، هیچ راهی نیست که بدانیم چگونه می­توان سبب شد یک چیزی بهتر کار کند مگر این‌که در ابتدا بدانیم که اصلا آن چیز چگونه خوب کار می­کند. به نظر می­رسد مثل یک فرمول ساده باشد، اما چنان­که گلداسمیت اشاره می­کند، دولت بیش از حد تحت سلطه­ی منافع خاص مقید به وضع موجود قرار گرفته است و از تغییرات جسورانه­ای که موجب حرکت رو به جلو در کشور است، جلوگیری می­کند.

نوآوری، داده­ها، پاسخ‌گویی: ما این ترکیب را در تحول سیستم مدرسه­ای شهر نیویورک، که تا به‌حال به‌عنوان یک مطالعه­ی موردی در سو­مدیریت از آن نام برده می­شد، به‌کار گرفته­ایم. این ترکیب، ما را راهنمایی کرد تا سیستم مدیریت عملکرد شهرمان را نوسازی کرده و این امکان را به‌وجود آوریم تا بر روی آنچه برای ساکنین شهر اهمیت دارد، تمرکز کنیم. این ترکیب سبب شده فرمول فدرال فقر که مدت­های مدیدی از رده خارج شده بود و یارانه­ها، هزینه­ها، و تفاوت­های هزینه­ی زندگی را نادیده می­گرفت، بازنویسی کنیم. این ترکیب ما را وادار به انداز­ه­گیری مقادیر کربن به‌عنوان گام اول در طرح­مان برای ساخت یک شهر با محیط زیست پایدار کرد و همچنین به تلاش­های­مان در همه­ی بخش­های دیگر دولت معنا بخشیده است. به‌طور کلی، ما تلاش کرده­ایم تا از دیگر شهرها یاد بگیریم و این موضوع دلگرم­کننده است که برخی از کارهای ما راهش را به درون این کتاب پیدا کرده است.

استیو گلداسمیت، به‌عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد این کشور برای نوآوری در دولت، تجربه­ی عظیم شخصی خود را بیان می‌کند. در مقام شهردار ایندیاناپولیس، او پیشگامی بود که ادارات را از نو تعریف کرد، برنامه‌های از رده خارج و هزینه­های بی­فایده را قطع کرد، برای احیای شهر پس‌انداز کرد و راه­های جدید برای مشکلات قدیمی بکار برد. وی به‌عنوان رئیس شرکت خدمات ملی و حامی کارآفرینی مدنی، همچنان به قدرت مردم برای بهبود کشور توسل می­جوید و به‌عنوان یک حامی بزرگ عمل‌گرایی در مقابل تحزب، می­داند که تنها با در نظر گرفتن بهترین ایده­ها از هر دو جناح است که می­توانیم به بهترین نتایج برسیم.

گلداسمیت به شدت معتقد به قدرت شهروندان در ایجاد تغییر و نقش مهمی است که مشارکت بخش دولتی و خصوصی می­تواند در تبدیل رویاها به واقعیت داشته باشد. او متوجه است که کارآفرینان شخصی و غیرانتفاعی از آزادی عمل بیشتر برای تجربه لذت می­برند و این‌که آن­ها می­توانند به دولت برای استفاده از آخرین ابزار و فناوری، از جمله شبکه­های اجتماعی، خدمات مبتنی بر وب و سیستم­های تجزیه و تحلیل داده­ها کمک کنند. همانطور که ما در شهر نیویورک بدان رسیده­ایم، این ابزارها نه تنها به‌طور موثر به دولت در برقراری ارتباط با شهروندان و ارائه­ی خدمات بیشتر به آنان کمک می­کند، بلکه به حصول اطمینان از پاسخ‌گویی، کاهش ضایعات و بهبود اعتماد مردم به دولت نیز کمک می­کنند.

در این دوران رقابت، برخی ممکن است استدلال کنند که ما نمی­توانیم ریسک­هایی را که با نوآوری همراه است متحمل شویم. هیچ چیز نمی­تواند فراتر از خود حقیقت باشد. با وجود چالش­های عمده­ای که در اطراف ماست، آنچه که ما نمی­توانیم متحمل شویم، ادامه­ی حفظ وضع شکست­خورده­ی موجود از طریق سرمایه­گذاری بر برنامه­هایی است که کارایی ندارند. قسمت خوب ماجرا در هر بحران اقتصادی این است که می­تواند دولت را مجبور به برداشتن گام­های لازمی کند که در دوران­های رونق اقتصادی، دولت را قربانی نیروهای لختی می­کرد -اما این به همه­ی ما بستگی دارد که فرصت را غنیمت بشماریم.

 در این کتاب، گلداسمیت ما را به انجام این‌ کار با گرد هم آوردن صدای صدها کارآفرین مدنی، مقامات دولتی، رهبران سازمان­های انتفاعی و غیرانتفاعی، بشردوستان، فعالان جامعه، کارشناسان نوآوری و شهروندان عادی از سراسر کشور به مبارزه می­طلبد. هر یک از داستان­هایشان مملو از بینش از خطوط مقدم نوآوری است. به‌صورت انفرادی، آن­ها الهام­بخش هستند؛ به‌صورت جمعی، شواهدی قوی در حمایت از نتیجه­گیری­های قانع­کننده­ی گلداسمیت ارائه می­دهند.

گلداسمیت با رنگ­آمیزی یک تصویر از جامعه که در آن بهترین ایده­ها آزادانه رشد و پرواز می­کنند و در آن، منافع محروم­ناشدنی و پیکارهای ایدئولوژیک بر سر راه نوآوری و تغییر قرار نمی­گیرند، مطلب را خاتمه می­دهد.  این آرمان، که او آن‌را "شهر پرثمر[62]" می­نامد، خیال­پردازی صرف نیست. در واقع، در سال­های اولیه­ی قرن 21 در چنگ ما است. این موضوع برای بدل شدن به واقعیت به مقدار زیادی کار سخت و فکر تازه نیاز دارد، اما این تلاش­ها بخشی از روح ملی ما است. این فرآیندی است که همه­ی ما می­توانیم سهمی در آن داشته باشیم و آن دموکراسی است! و خواندن این کتاب یک گام بزرگ در قرارگیری در مسیر درست است.

مایکل آر. بلومبرگ[63]

شهر نیویورک

نوامبر 2009

 

 

مقدمه


"کارآفرینان نیاز به جستجوی هدفمند برای منابع نوآوری، تغییرات و علائمی دارند که فرصت­های نوآوری موفقیت­آمیز را نشان می­دهند. آن­ها باید اصول نوآوری موفقیت­آمیز را بدانند و به‌کار بندند."

پیتر اف. دراکر[64]

 

من بیش از بیست و پنج سال به‌عنوان دادستان، فعال در حمایت از حقوق کودکان، شهردار ایندیاناپولیس، و مدیر سازمان خدمات ملی آمریکا -شرکت خدمات ملی و اجتماعی- در تلاش محلی و ملی به‌منظور یافتن ترکیب مناسبی از سیاست­های دولتی و رویکردهای خصوصی برای کمک به خانواده­های دارای مشکل برای بیرون­رفت از فقر، مشارکت داشته­ام. همچنان که دهه­ی اول قرن 21 بسر می­آید، من این تلاش­ها را در حال نزدیک شدن به نقطه­ی تلاقی مهمی می­بینم. چالش­های ما بزرگتر از همیشه به نظر می­رسند، اما دارایی­های ما برای دست و پنجه نرم کردن با آن­ها نیز بیشتر است.

حاد­ترین تصویر از این ناهمخوانی­های منابع و مشکلات در سال 2007 زمانی‌که به‌عنوان رئیس شرکت توسعه­ی مجدد آناکوستیا منطقه­ی کلمبیا[65] خدمت می­کردم، مرا تحت تاثیر قرار داد. من جایگاه شغلی را پذیرفتم تا کمک کنم توسعه و امید را در یکی از محروم­ترین مناطق آن ایجاد کنم، اما در نهایت بیشتر وقتم را صرف مذاکره درباره­ی یک ورزشگاه جدید 650 میلیون دلاری برای لیگ برتر بیس­بال[66] کردم. این ورزشگاه، اگر چه در آن منطقه­ی ضعیف قرار گرفته بود، اما به‌خودی‌ خود، فرصتی برای اتصال محله­های مجاور به‌وجود نیاورد. این محله­ها از نرخ 27 درصد بیکاری،40 درصد فقر و نرخ فارغ­التحصیلی از مدرسه حداکثر 24 درصدی، رنج می­بردند. به‌منظور تبدیل این سرمایه­گذاری به فرصت برای کودکان، به یک بازیکن 8 میلیون دلاری بیس بال نیاز است تا مردم را به استادیوم بکشاند.

 من به "مارگاریت کندراکه[67]"، مدیر عامل سازمان "اتحاد پیمان آمریکا[68]" و "آلما پاول[69]"، رئیس آن‌جا، که علاقه­ی دیرینه­ای به منطقه دارد، برای کمک به اتصال این سرمایه­گذاری بزرگ به یک راه‌حل گسترده­تر برای جامعه روی آوردم. در واقع اشتیاق آن­ها در توافق برای کمک به من، جای تعجب نیست، اما استدلال آن­ها جای تعجب است. آن­ها به پژوهشی تازه از سوی اتحاد پیمان آمریکا اشاره کردند که نشان می­داد که کمتر از نیمی از کودکان درآمریکا باور داشته­اند که "رویای آمریکایی[70]" در مورد آن­ها صدق می­کند. این واقعیت هولناک نه تنها برای این کودکان، بلکه برای سلامتی مدنی شهر ما یک خطر به‌حساب می­آید. من نگارش این کتاب را به‌منظور کشف یک چارچوب بر عهده گرفتم که با کمک آن جوامع، مقامات، بشردوستان، فعالان مدنی و دیگر رهبران بتوانند چالش­های بالا را به فرصت تبدیل کنند. چه در ایندیاناپولیس، جایی که من به‌عنوان شهردار خدمت کردم و چه در واشنگتن، جایی که من به‌عنوان رئیس توسعه­ی مجدد خدمت کردم، نتایج اجتماعی نارضایت­بخش به‌دلیل غفلت ناشی شده است. در طول پنجاه سال گذشته، جامعه­ی سخاوتمند آمریکا به‌طور پیوسته کمک­های بشردوستانه و مالیات بر درآمد خود را در طیف گسترده­ای از تلاش­ها افزایش داده­اند که فقط گاهی پیشرفت اجتماعی کافی ایجاد کرده است.

اگر حتی یک لحظه برای تعهد خلاق مدنی وجود داشته باشد، آن لحظه الان است. ناامنی مالی، کمبود فرصت­های تحصیلی، نابرابری­های درآمدی و سلامت بی­رمق مدنی هر روز با مدیران شهری دست و پنجه نرم می­کنند. با توجه به بحران اقتصادی اخیر، جوامع در حال مبارزه با سخت­ترین چالش­هایشان در نیم قرن گذشته هستند. اداره­ی آمار ایالات متحده گزارش داده است که افزایش قابل توجهی در تعداد شهروندانی که  در سال 2008 در فقر زندگی می­کنند -تقریبا چهل میلیون آمریکایی (13.2% در سال 2008، در مقایسه با 12.5% در سال 2007) وجود دارد. بالاترین نرخ فارغ­التحصیلی از دبیرستان برای دانش­آموزان رنگین­پوست در شهرهای ما تنها به میزان 33 درصد است، و به‌طرز وحشتناکی، بیش از 60 درصد از مردان آفریقایی-آمریکایی­تبار که از دبیرستان اخراج شده­اند، بالاخره روزی سر از زندان درآورده­اند. بسیاری از کودکان در خانه­های آشفته زندگی می­کنند، که اغلب یکی از والدین نیز حضور ندارد، چه رسد به این‌که در وضعیت زناشویی عادی باشند.  بی­خانمانی، سو­مصرف مواد، و خشونت خانگی بسیاری را مبتلا کرده است. تعداد کودکان سرراهی، که بسیاری مورد تجاوز و یا بی­توجهی قرار گرفته­اند، در حال حاضر به یک میلیون نفر در سال رسیده است. حدود همین تعداد از زندانیان هر سال، دوباره آزاد و به جامعه باز می­گردند و دو سوم آن­ها در نهایت دوباره زندانی خواهند شد.

اگر چه بسیاری از افراد در حال حاضر در تلاشی خستگی­ناپذیر برای تحصیل، مراقبت­های بهداشتی، رفاه کودکان، بهبود شرایط جوانان، مسکن، ناامنی اقتصادی و فقر و ایمنی عمومی هستند؛ جوامع کمی هستند که بتوانند این تلاش­ها را به نمایش بگذارند؛ و یا آنچنان که "ایزابل ساهیل[71]" و "رون هاسکینز[72]" از "موسسه­ی بروکینگز[73]" بیان می­کنند، "این کشور با نابرابری­های اقتصادی و اجتماعی مواجه شده که بر همه، به‌غیر از فعالان دولتی و خصوصی، برای نزدیک به چهار دهه تاثیر گذاشته است. ما بر این باوریم که فقدان پیشرفت چشمگیر بیشتر، نشان‌دهنده­ی این است که باید تلاش­های کشور مجددا ساماندهی شده و گسترش یابد."

شاید این مشکلات از یک سیستم خدمت­رسانی اجتماعی بجامانده از قبل نتیجه شده باشد که نمی­تواند تغییرات اساسی در هر دو مقوله­ی اقتصاد و شهرها را در نظر بگیرد. به گفته­ی محقق امور شهری "جین جیکوبز[74]"، در شهرها طبقه­ی متوسط جامعه به‌عنوان ساکنین دارای مشکل ظهور می­کردند، نگرش­ها و مهارت­هایی را که لازمه­ی موفقیت بود، می­آموختند. با فروپاشی بسیاری از خانواده­ها، تمرکز فقر و رشد مشاغل تولیدی، امروزه شهرها هیچ نردبانی برای گذر به طبقه­ی میانی نمی­سازند.

متاسفانه، تا امروز، بسیاری از راه­حل‌های ما یا وضع را بدتر کرده­اند و یا قطعا نتوانسته­اند مشکل را کمتر کنند. ما به‌وضوح نیاز به روشی به‌منظور ارائه­ی فرصت، امید و سلامت مدنی به خانواده­ها و محله­های تحت فشار داریم. اگر چه دولت خود گاهی اوقات جلوی مسیر پیشرفت می­ایستد، من این کتاب را نه برای مقابله با مشارکت دولت، بلکه به‌منظور بررسی پاسخی جدید و موثرتر می­نویسم. ما به‌عنوان یک ملت به نقش دولت با نگاهی جهت­دار و فلج­کننده­ نگریسته­ایم. بسیاری از راست­گرایان با دلایل منطقی استدلال می­کنند که دولت طی پنجاه سال گذشته در واقع با مداخلات قابل توجهی که خود باعث مختل شدن کمک به‌خود، سرمایه­ی اجتماعی و برنامه­های پشتیبانی محله­ها شده، مشکل را تشدید کرده است. آن‌ها دریافته­اند که مداخله­ی کمتر دولت، به‌خودی خود سبب ایجاد محله­­ها و خانواده­های پر جنب‌و‌جوش بیشتری خواهد شد. از طرف دیگر چپ­گرایان استدلال می­کنند که هر چه دولت بزرگتر باشد، موفقیت بیشتری حاصل خواهد شد -گویی که ارزش­های فردی، خانواده­­ها، سازمان­های اجتماعی و ایمانی، و موفقیت اقتصادی ضمنی بوده­اند.

در واقع، دولت با تزریق بودجه در بسیاری از این حوزه­های مهم، هر موضوع اجتماعی قابل تصور را با برنامه­هایی مورد رسیدگی قرار داده است. سوال واقعی نباید این باشد که آیا دولت باید در بالا کشیدن افرادی که "سرنوشت، آن‌ها را فراموش کرده" مشارکت کند، بلکه سوال باید این باشد که دولت چگونه در این‌کار مشارکت کند. به مقیاس رساندن نوآوری­های اجتماعی نیاز به سرمایه­ی مخاطره­آمیز بیشتری خواهد داشت؛ همچنین مستلزم تغییر هدف اختصاص دلارهای دولتی می­باشد. به‌عنوان مثال، مطالعات اخیر نشان می­دهد که بودجه­ی دولت فدرال برای مدارس با دانش­آموزان محروم در بیشتر بخش­ها منجر به ایجاد امیدواری نشده است. با این‌حال، چه در آموزش و پرورش و چه در بخش­های دیگر، ارائه­دهندگان خدمات عمومی و غیرانتفاعی که از برنامه­های دولت بهره می­برند، به‌منظور مقاومت در برابر تغییر مسیر منابع حیاتی به برنامه­های کاربردی، اغلب به بوروکرات­ها و سیاست‌مداران می­پیوندند.

علاوه بر این، دولت دلار­های مالیات­دهندگان را صرف خدمات مستقیم "یک سایز مناسب همه[75]" و یا تدارکات و کمک­های مالی بیش از حد تجویزی می­کند. این سبب می­شود ارائه­دهندگان خدمات اجتماعی از هر نوعی - غیرانتفاعی، انتفاعی، ایمانی، و یا مبتنی بر جامعه- یک رویکرد محدود مصنوعی اتخاذ نمایند. در حالی‌که حس مشترک به ما دیکته می­کند که عملکرد معلم ممکن است به سلامت و یا تغذیه­ی دانش­آموزان مرتبط باشد، بی­خانمانی به سلامت روان مرتبط باشد، و خشونت خانگی به سو­مصرف الکل مرتبط باشد؛ هزینه­های عمومی بر خدمات اجتماعی برای رسیدگی به این مشکلات، به‌ندرت حتی ساده­ترین سطح یکپارچگی را نشان می­دهد. علاوه بر این، سطوح مختلف دولت اغلب جوامع و خانواده­های همسان خود را لمس می­کند. هیچ بروکراسی واحدی، برای تمام مشکلات اجتماعی راه­حل ارائه نمی­کند. شهردار ممکن است سیاست­­گذاری و آموزش شغلی، بخش اجرایی شهرها، رفاه کودکان، هیئت مدیره­ی مستقل مدارس، آموزش و پرورش، ایالت، پوشش خدمات درمانی از طریق مدیکید[76] و به همین ترتیب را نظارت نماید. دولت، با داشتن ساختاری که برای یک موقعیت ساده­تر طراحی شده است، برای رسیدگی به وظیفه­ی پیچیده­ی حل چالش­های فزاینده و لجام‌گسیخته­ی اجتماعی خوب تجهیز نشده است. هر چند، دولت از اساس نباید کمک خود را از طریق برنامه­های سنتی محدود به قانون و سلسله­مراتبی ارائه کند، بلکه باید این‌کار را از طریق کارآفرینان مدنی فعال در شبکه­های اجتماعی متراکم انجام دهد.

 این یک موضوع ساده درباره­ی بازیگران بد دولتی و بازیگران خوب بخش خصوصی نیست. تلاش­های بخش خصوصی، چه غیرانتفاعی و چه بشردوستانه، از خطر ادامه دادن به وضع موجود اجتناب می­کنند و به اعمال بودجه بر فعالیت­های خوبی که نتایج ناشناخته و غیرقابل توجه دارند، می­پردازند. رهبران کسب و کار که در سازمان­های غیرانتفاعی خدمات عمومی خدمت می­کنند و با افراد متعهد و با نیت­های خوب سر وکار دارند، اغلب نتایج ضعیف را تحمل می­کنند و ندانسته شکست را پوشش می­دهند. چرا که این سیستم خدمات، که تحت سلطه­ی بودجه­ی دولت و مقررات قرار دارد، اغلب عاری از انتخاب و رقابت شهروندان است. کارآفرینان مدنی بر رهبری جامعه برای ایجاد اراده­ی سیاسی برای راهکارهای نوآورانه تکیه می­کنند. بازیگران از سراسر جامعه ارائه­دهندگان خدمات غیرانتفاعی، داوطلبان فردی، نهادهای مذهبی، خیرین خصوصی و انجمن­های حرفه­ای- تماما نقشی در طراحی و تامین بودجه­ی خدمات پشتیبانی مهم دارند. تامین­کنندگان مالی در شبکه­های اجتماعی فعالیت می­کنند و بر افرادی سرمایه­گذاری می­کنند که به نوبه­ی خود در شبکه­های خود فعالیت می­کنند.

با وجود این چالش­های اجتماعی دلهره­آور و یا شاید به‌خاطر آن‌ها، من واقعا امیدوار شده­ام که زمان روبراه کردن مسائل فرارسیده است.

میلیون­ها نفر از شهروندان، آماده­ی بکارگیری حسن­نیت و استعداد خود در جهت راه­حل­هایی هستند که برای جوامع خود کاربرد دارند. برنامه­های "آمریکورپس[77]" در سه ماهه­ی اول سال 2009 نسبت به سال قبل از آن 40 درصد افزایش یافت. برنامه­های "آموزش برای آمریکا[78]" از سال 2007 تا 2008 با 36 درصد افزایش همراه بود، که با واحدهای 28 درصد بزرگتر در مدارس داخل شهرها آغاز شد[79]. در مجموع، نسبت به سال 2007، 441000 جوان دیگر در سال 2008 داوطلب شدند. در کنار این اشتیاق برای خدمت، همان اندازه که تعداد صندوق­های مالی مخاطره­آمیز اجتماعی به موفقیت تمایل دارند، تعداد افراد نوآور و هوشیار اجتماعی نیز رو به فزون است. این کارآفرینان اکنون با موفقیت چشمگیری بر مسائلی مانند پیشرفت دوره­ی کودکی، سوادآموزی، بی­خانمانی و جرم کار می­کنند. واشنگتن، با درک وسیعی از این روند، در سال 2009 با حمایت هر دو حزب با "قانون خدمت آمریکا کندی/هچ[80]" واکنش نشان داد و از سرمایه­گذاری­های قابل توجه جدید در خدمات اجتماعی و نوآوری اجتماعی حمایت کرد.

در همین زمان، ابزارهای الکترونیکی همکارانه، در حال ایجاد فرصت­های خدماتی جدید به‌طرقی هستند که پیش از این غیرقابل تصور بود. یک برنامه­ی ارزان و کوچک فیس­بوک[81] به‌تنهایی از سوی پانزده هزار سازمان، تعهداتی ایجاد کرد که ده­ها هزار نفر در پروژه­های خدماتی در برنامه­ی "مارتین لوتر کینگ[82]" و "تعطیلات آخر هفته­ی مراسم تحلیف[83]" در سال 2009 شرکت کردند. در کار خود به‌عنوان رئیس شرکت خدمات ملی و اجتماعی، نسبت به قبل نمونه­های بیشتری از کارآفرینان مدنی موفق را می­بینم که خلاقیت و اشتیاق را با خدمات اجتماعی ترکیب کردند تا نتایج ملموس ایجاد کنند.

یک کشف شخصی

این کتاب، تحصیلات خود من در شعله­ور ساختن تغییرات اجتماعی از طریق نوآوری و کارآفرینی را بازتاب می­دهد. یک فرآیند کشف شخصی که در سال 2000 صورت گرفت. من به‌تازگی دوره­ی دوم خود را به‌عنوان  شهردار ایندیاناپولیس تمام کرده بودم و به‌عنوان رئیس مشاور سیاست­های داخلی فرماندار بوش در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری وی در سال 2000 خدمت می­کردم. "آلن کازئی[84]" و ونسا کرش برای یک پیشنهاد با من تماس گرفتند. کازئی یکی از نوآوران مدنی مطرح کشور است و برنامه­ی بسیار قابل احترام "سیتی یر" را به‌طور مشترک پایه­گذاری کرد. کرش شرکت نیوپرافیت را که یک صندوق سرمایه­گذاری مخاطره­آمیز اجتماعی است، آغاز کرده بود. این تیم زن و شوهر، یک فهرست از ایده­ها در مورد این‌که چگونه دولت فدرال قادر به رشد دادن خدمات اجتماعی و نوآوری اجتماعی است، جمع­آوری کرده بودند. من نمی­دانستم که چنین جنبش­های سازمان یافته­ای وجود داشته است، اما ایده­ها جذاب و بسیار خلاقانه­تر از آن بودند که عادت داشتم ببینم.

 بر حسب اتفاق، من پس از انتخابات، رئیس شرکت خدمات ملی و اجتماعی شدم و در طول هشت سال پس از آن با طیف وسیعی از افراد متعهد و هیجان­انگیز که در پیوند خدمات ملی و نوآوری اجتماعی فعال بودند، کار کردم. تلاش کارآفرینان مدنی که من آن­ها را ملاقات کرده­ام و هزاران نفر دیگر مانند آن­ها در سراسر کشور، دربرگیرنده­ی این ضرب­المثل است که "شما نمی­توانید هرچه خوبی که جهان نیاز دارد انجام دهید، اما جهان به هر آنچه خوبی که شما می­توانید انجامش دهید، نیاز دارد." با این‌حال، من حتی بهترین این نوآوران را دیدم که در تقلای یافتن فضایی برای ابتکار و رشد در سیستم­هایی بودند که به‌طور طبیعی با مداخلات جدید و بزرگ سازگار نمی­شوند. در غیاب رهبری قوی، هیچ فرآیند طبیعی­ای نتایج قدیمی را پاک نمی­کند و نتایج نوآورانه­ی جدید را به‌همراه ندارد.

تجربه­ی من در شرکت خدمات ملی و اجتماعی نیز به چیزی ‌که در ایندیاناپولیس یاد گرفتم قوت ­بخشید -پی بردن به میزان ارزشی که بخش خصوصی و دولتی با مشارکت سازنده­ی یکدیگر، ایجاد می­کنند. در واقع، در طول بیش از یک دهه­ی گذشته، من خوش­شانس بودم که با دولت، ارائه­دهندگان انتفاعی و غیرانتفاعی، در حال خدمت به اهداف عمومی بوده­ام. حقیقتا، کسانی‌که اغلب به‌طور انحصاری در یک بخش کار می­کنند، نمی­توانند دیدگاه­ها و یا ارزش دیگر بخش­ها را درک کنند. علاوه بر این، مردم در داخل شبکه­های اجتماعی زندگی و پیشرفت می­کنند. تلاش­هایی که در جهت تغییر انجام می­شود، اغلب شکست می­خورند؛ چرا که این تلاش­ها از دیگر ارائه­دهندگان و از خانواده و دوستان که آنان را احاطه کرده­اند، چشم­پوشی می­کنند.

با داشتن این دو درس در ذهن، در سال 2008 از "بنیاد جان. اس و جیمز. ال نایت[85]" برای جمع­آوری برخی از بهترین کارآفرینان مدنی کشور و مقامات دولتی شهر در "دانشکده­ی کندی امور دولت در دانشگاه هاروارد[86]" درخواست کمک کردم. حدود سی فرد حرفه­ای و متفکر دارای نفوذ در مدت دو سال یکدیگر را ملاقات کردند تا کشف کنند چگونه رهبران نوآور در همه­ی بخش­ها می­توانند به‌منظور ایجاد تغییرات اجتماعی تحول‌آفرین، بهتر همکاری کنند. ما در فضایی همراه با تنش، پر از موانع، شکاف، و گام­های اشتباه آغاز کردیم و در طی ماه­های بعدی به مرتب کردن و رسیدگی به این چالش­ها پرداختیم. این گفتگوهای صریح، زمینه­ی اصول این کتاب شد. "مارک مور[87]" همکار من، اعضای گروه را با تدبر در این موضوع که چگونه نهادهای عمومی، به‌جای پرداختن به فعالیت­های عمومی، ارزش عمومی ایجاد می­کنند، به چالش کشید.

این کتاب این تصور را که نوآوری تنها در یک بخش اتفاق می­افتد، رد می­کند. فرض می­کند که مقامات عمومی، خصوصی و غیرانتفاعی می­توانند خود مشکل باشند، اما بیش از یکی از آن­ها برای حل مشکل نیاز است. من دیده­ام که ایده­های فوق­العاده که در یک بخش به‌خوبی اجرا می­شوند، در بخش­های دیگر باعث تغییرات می­شوند. من جایی دیگر در مورد روش سیاستم برای توسعه­ی شهر، از جمله در مورد مسائلی مانند مالیات، مقررات، و خصوصی­سازی نوشته­ام. در این کتاب من این نکته را مشخص کرده­ام که ما مصرانه به نوآوری اجتماعی بیشتری نیاز داریم صرف­نظر از این‌که مداخله­گر و یا کارآفرین در کسوت لیبرال در یکی از شهرها و در کسوت یک محافظه­کار در شهر دیگر قرار بگیرد. من به‌دنبال آن نیستم که رویکردهای سیاسی یا راه­حل­های خاص را به بقیه ترجیح دهم. در عوض، این کتاب چارچوبی ارائه می­دهد که در آن رهبران -چه فردی، چه دولتی، چه بشردوستانه، یا اجتماع- می­توانند انرژی تسریع­کننده­ی لازم برای ایجاد پیشرفت مدنی در یک جامعه را تامین کنند. در صفحات آتی، شما داستان­های قدرتمند و الهام­بخش در مورد مقامات دولتی و کارآفرینان مدنی را خواهید خواند. اما من قصد دارم که نشان دهم، با ابزار مناسب و مهارت­ها، شهروندان عادی در جوامع معمولی و یا شهرها در سراسر کشور نیز می­توانند تغییرات اجتماعی فوق­العاده­ای را ایجاد کنند. در واقع، بهترین شکل پیشرفت اجتماعی در سطح جامعه و محله به‌وجود خواهد آمد. من به ابزارهایی برای قهرمانان جامعه که مداخلات خلاقانه را اختراع می­کنند، مدافع تغییر سیاست­ها هستند، و یا سازمان­های موثر را بنا می­کنند، اشاره می­کنم. قصد من این است که به گفتمان در حال رشد در مورد نوید نوآوری اجتماعی و کارآفرینی مدنی در بهبود نتایج خدمات اجتماعی و چگونگی پیشبرد تغییر در سطح جامعه، اضافه کنم. من به چندین مطالعه­ی موردی از تمامی بخش­ها و بیشتر از یک‌صد مصاحبه با کارآفرینان مدنی استناد کرده­ام. من به اعضای جلسات اجرایی دانشکده­ی کندی هاروارد و به افراد خلاق و الهام­بخش که زمان‌شان، مشاهدات­شان، تجارب­شان و دیدگاه­شان را سخاوتمندانه در اختیار گذاشتند، مدیونم.

نگاه به آینده

فصول 1و 2 زمینه و هدف ما برای موضوع را ارائه می­کند. فصل 1 مشکل را عنوان می­کند و پتانسیل کارآفرینی مدنی را برای تسریع­بخشی به پیشرفت اجتماعی معرفی می­کند. فصل 2 مواردی را ارائه می­کند که در آن مبتکر اجتماعی به ترکیبی نائل می­آید که بقیه­ی سیستم را تسریع می­کند. عنصر تسریع­کننده می­تواند از یک فناوری جدید سرچشمه بگیرد، چنان‌که "ای پلز[88]"  روی هم رفته 600000  کلاس درس را در قالبی آنلاین درآورد، و یا از یکپارچه­سازی شبکه نشات بگیرد که توسط "بیل میلیکن[89]" نمود می­یابد، کسی که تلاش­هایش خدمات پشتیبانی مهمی را به مدارس آورد که در حال حاضر در خدمت بیش از 1.2 میلیون نفر از دانش­آموزان می­باشد. فصل 3 این مسائل را از سوی تقاضا مورد بررسی قرار می­دهد و نشان می­دهد که چگونه اجازه دادن به ارائه‌دهندگان بیشتر خدمات اجتماعی برای ورود به سیستم خدمت­رسانی از طریق تدارکات نتیجه­محور رقابتی، می­تواند بازاری برای نوآوری ایجاد کند. در این فصل ما  کار "میشله ری[90]"  سرپرست مدارس دولتی واشنگتن را مورد کاوش قرار می­دهیم. همچنین اثرات سازمان­های ابتکاری و ایمانی ایالتی و فدرال، و یک دهه تلاش­های بریتانیا برای ایجاد ظرفیت بخش سوم[91] برای ارائه­ی خدمات عمومی را بررسی می­کنیم.

فصل 4 با این فرض آغاز می­شود که اعمال خوب لزوما نتایج بزرگ ایجاد نمی­کنند. هر روز، افراد دغدغه­مند در سازمان­های خدماتی برای کمک به دیگران، به طور خستگی­ناپذیری کار می­کنند. با این‌حال، کارکنان خط‌مقدم که مستقیما با مردم در تماس هستند، در مسائلی مانند مواجهه با بی­خانمانی، اغلب مجبور به اقدام سریع­ هستند؛ چراکه سیستم خدمت­رسانی، نوع مداخله­ای که به طور گسترده­تر بتواند زندگی افراد راتغییر دهد، مشخص نکرده است. زمانی‌که "لیندا گیبس[92]"، از مقامات خبره­ی دولتی، کشف کرد که تامین­کنندگان مالی و ارائه­دهندگان خدمات در شهر نیویورک، پس از سال­ها بی­فایدگی، "به بی­خانمانان خدمت کردند، اما معضل بی­خانمانی را حل نکردند"، از اختیار خود برای تغییر هدف خدمات­رسانی به بی­خانمانان استفاده کرد. سازمان­های موجود با رهبران خلاق نیز زمانی‌ می­توانند پیشرفت­های مدنی ایجاد کنند که تمرکز خود را از فعالیت­های سازمانی به نتایج مورد نظر سوق دهند. این فصل بر رویکردهای دستیابی به پیشرفت به‌روش "مایکل لومکس[93]" متمرکز می­شود، که رهبر "صندوق کالج یونایتد نگرو[94]" است، و همچنین به"برایان گالاگر[95]"، رییس "یونایتد وی آمریکا[96]" می­پردازد. داستان­های آن­ها به ما کمک می­کند که ببینیم چگونه ارزیابی سازمانی خردمندانه­، انرژی خلاق و نگرشی تازه، می­تواند بازیگران سنتی و رویکردهایشان را عوض کند.

فصل 5 به بررسی قدرت فرد برای پیشرفت اجتماعی می­پردازد و شیوه­های مختلفی را برجسته می­کند که از طریق آن، شهروندان، اعم از خدمت­رسان و یا خدمت­گیرنده، سبب تغییر واقعی می­شوند. این فصل تلاش‌های "بنیاد بردلی[97]" را زمانی‌که آن­ها تلاش­هایی مناقشه­برانگیز برای وارد کردن یارانه­های مدرسه به میلواکی[98] انجام می­دادند، زیر ذره­بین می­برد. این فصل همچنین به بررسی این موضوع می­پردازد که ایجاد تقاضا برای بهبود اجتماعی از طریق فعالیت­های شهروندان، چگونه می­تواند بر سیستم حمایت از تولید داخلی که مورد حمایت تامین‌کنندگان فعلی است، فائق آید. ما به ناشر سابق "میامی هرالد[99]" یعنی "دیوید لارنس[100]"، و همچنین بنیاد جان. اس و جیمز .ال نایت، و موسسه­ی "ایستادگی برای کودکان[101]" می­پردازیم و به‌منظور درک راه­های نوآورانه­ای که در آن کارآفرینان مدنی راهبردهای سازمان­­دهنده­ی سنتی را با فناوری­های جدید و تعهد به نتایج ترکیب می­کنند، بررسی­هایی انجام می­دهیم. در فصل 5، "مائوریس میلر[102]"، "طرح ابتکاری استقلال خانواده[103]" را معرفی می­کند که نشان می­دهد چگونه شهروندان در داخل شبکه­های اجتماعی خود می­توانند دستاوردهای قابل توجهی در تحول زندگی افراد و شکستن چرخه­ی فقر ایجاد کنند. "جی.بی. شرام[104]" از موسسه­ی "کالج سامیت" نیز بر روی افراد تمرکز دارد -به‌طور خاص، وی بر روی بالا بردن انتظارات مشتریان و ارائه­دهندگان به‌منظور ایجاد دستاوردهای چشم‌گیر تمرکز دارد. فصل 6 بررسی می­کند که چگونه کارآفرینان مدنی ریسک را به‌گونه­ای می‌پذیرند که سبب می­شود کار دیگر بازیگران در داخل سیستم خدمت­رسانی اجتماعی، موثرتر شود. ما از شیوه­ای که "جولیوس والز[105]"، مدیر "نانوایی گری استون[106]" دانش عمیقی را در مورد مردم به‌کار می­برد، درس­هایی می­آموزیم. وی ریسک­های مربوط به استخدام را که دیگر کارفرمایان اساسا زیر بار آن نمی­روند و اغراق می­کنند، به‌جان می­خرد. ما بررسی می­کنیم که چگونه "بلر تیلور[107]" با شرط­بندی اعتبار و سرمایه­ی اجتماعی هشتاد و شش ساله­ی "لیگ شهری لس­آنجلس[108]" بر توانمندی خود در تحول محله­ی "پارک مسا هایتس[109]"، ریسک سیاسی بزرگی را متحمل می­شود. این فصل همچنین نگاهی دارد به این‌که چگونه "طرح ابتکاری مالی غذای تازه در صندوق سرمایه­گذاری مجدد[110]" دانش عمیقش را در مورد جوامع شهری به‌کار می­گیرد تا خرده­فروشی­ها (و منفعت اجتماعی) را به درون بازارهای محروم از خدمات هدایت کند. به‌طور مشابه، "صندوق کسب شهر نیویورک[111]" با از بین بردن ریسک در پروژه­های مسکن مقرون به صرفه­ی جدید، ارزش اجتماعی ایجاد کرده و یکی از چندین مدل نوآورانه برای استفاده از سرمایه­ی مالی جهت تسریع تغییرات را به تصویر می­کشد.

فصل نهایی نشان می­دهد که چگونه تمام قطعات تاکید شده در این کتاب در شهر "پرثمر" کنار هم قرار می­گیرند -پرثمر بدین معنا که شهر برای کارآفرین مدنی آماده باشد تا وی نوآوری کند و روش­هایی را که با مسائل اجتماعی مواجه است، دگرگون کند. در این فصل به بررسی جامعه، شهرداری، موسسات غیرانتفاعی و تغییرات مدرسه که در نیویورک تحت شهرداری مایکل بلومبرگ اجرا شده است، با تاکید بر کار سرپرست مدارس نیویورک "جوئل کلاین[112]" پرداخته می­شود.

به‌منظور ایجاد شهرهای واقعا پر جنب­ و جوش، ما نیاز به ابداع رویکردهای جدید داریم. با اهمیت­تر و مشکل­تر از آن، نیاز به رشد و اجرای (برخی می­گویند "اجرا در مقیاس بزرگ") این نوآوری­های اجتماعی در سراسر سیستم داریم. با این‌حال، فکر کردن راجع به مقیاس، تنها از لحاظ گستردگی جغرافیایی و یا اعداد بزرگ، ممکن است خطا باشد. تغییرات اجتماعی به این معنا نیست که ارائه­دهندگان نوآور و جدید، صرفا جایگزین قدیمی­ها می­شوند. در عوض، جوامع نیاز به خلق محیطی دارند که امکان نوآوری مستمر را فراهم کند، در حالی‌که خواستار تاثیر و عملکرد واقعی هستند.

ما این کتاب را به رهبران معطوف می‌کنیم؛ مهم نیست که آن­ها کارآفرینان بنگاه­های کوچک یا مدیران حرفه­ای باشند. ما رهبران سیاسی را که از قدرت اختیار و در معرض عموم بودن خود به‌منظور اصرار به تغییر استفاده می­کنند، در نظر می­گیریم. و به رهبران بشردوست که دلارهای خود و مهارت و خبرگی خود را به تامین سرما­یه­ برای ایجاد تغییر اختصاص می­دهند، نظری می­کنیم. "بنیاد آنی.ای کیسی[113]" که مایل بود ریسک­های بیشتری نسبت به آنچه فرآیند سیاسی اجازه­ می­دهد، متقبل شود، این نقش را در طول دوران شهرداری من ایفا کرد. ما رهبران شرکت­های بزرگ را برمی­انگیزانیم تا از فراست موقعیتی و تجاری خود در هیات­مدیره­ موسسات غیرانتفاعی استفاده کرده تا نتایج را مطالبه کنند. و البته، رهبران غیرانتفاعی کارآفرین می­توانند مسیر اصلاحات لازم را نشان دهند. یک رهبر قوی در یک حوزه می­تواند بر دیگران در جامعه تاثیر بگذارد.

من بیش از بیست و پنج سال، بسیاری از جوامع خیلی بد و خیلی خوب را دیده­ام. من دولت بد و بی­اعتنایی را دیده­ام و جرم و جنایت و خشونت و آسیب ناگفته­ی آن­ها را حس کرده­ام. من با مادران تحت کمک­های اجتماعی که توسط پدران کودکان­شان ترک شده­اند، کار کرده­ام و همچنین کودکانی را دیده­ام که بدون حمایت و تحصیلات کافی، ترک شده­اند. اما اخیرا دیده­ام، و نهایت تلاشم را کرده­ام تا از بهترین­های آمریکا -شخصیت­های سخاوتمند و دارای تفکر مدنی که نه تنها زنده هستند، بلکه در حال کامیاب شدن نیز هستند- حمایت کنم. من این کتاب را می­نویسم به امید این‌که این پدیده­ی مدنی، مسیری به سمت تحقق "رویای آمریکایی[114]" برای کسانی‌که فرصت­های زندگی­شان توسط کدپستی محل تولدشان تعیین نمی­شود، فراهم کند.

 



[1] Ash

[2] Stephen Goldsmith

[3] Daniel Paul

[4] The Twenty-First Century City: Resurrecting Urban America

[5] Governing by Network: The New Shape of the Public Sector

[6] Alberto Ibargüen

[7] Paula Ellis

[8] John S. and James L. Knight Foundation

[9] Harvard Kennedy School

[10] Vanessa Kirsch

[11] Kim Syman

[12] New Profit

[13] Caitlin Steirman

[14] Maureen Griffin

[15] Christina Marchand

[16] Kara O’Sullivan

[17] Emily Kaplan

[18] Andrea McGrath

[19] Cheryl Scott

[20] Scott Knox

[21] Stephen Chan

[22] Samantha Rubenstein

[23] Andrew Hillis

[24] Janice Flynn

[25] Corporation for National and Community Service

[26] Allison Brunner

[27] Jossey-Bass

[28] Jeffrey Bradach

[29] John DiIulio

[30] Greg Dees

[31] Bill Eggers

[32] Jossey-Bass

[33] Frank Hartmann

[34] Executive Session on Transforming Cities through Civic Entrepreneurship

[35] Executive Session

[36] Tim Glynn Burke

[37] Gigi Georges

[38] Visiting Fellow

[39] Ash

[40] Harvard Kennedy School’s Ash Institute for Democratic Governance and Innovation

[41] White House Special Assistant

[42] William J. Clinton

[43] Wellesley College

[44] M.P.A., Master of public affairs

[45] Princeton University’s Woodrow Wilson School of International and Public Affairs

[46] McCormack Graduate School of Policy Studies

[47] Massachusetts Boston

[48] Public health

[49] University of North Carolina

[50] Chapel Hill

[51] Margaret

[52] Stephen Goldsmith

[53] Daniel Paul

[54] Indianapolis

[55] Bush

[56] Faith-based initiatives

برنامه­ی ایمان­محور در حقیقت یک ایده‌ی سیاسی بود که در آن دولت فدرال، به سازمان­های مذهبی پول می­داد تا آن­ها کار دولت را در خصوص حمایت از افراد فقیر، در تنگنا، و در خطر انجام دهند (مترجم).

[57] Obama

[58] The Twenty-First Century City: Resurrecting Urban America

[59] Governing by Network: The New Shape of the Public Sector

[60] self-government

[61] New York City

[62] fertile city

[63] Michael R. Bloomberg

[64] Peter F. Drucker

[65] District of Columbia Anacostia Redevelopment Corporation

[66] Major League baseball

[67] Marguerite Kondracke

[68] America’s Promise Alliance

[69] Alma Powell

[70] American Dream

رویای آمریکایی باوری ملی در ایالات متحده است که آزادی را زمینه‌ساز ترکیبی از کامیابی و موفقیت می‌داند. طبق این باور، زندگی هر شخص باید با فرصت‌هایی که به او بنا بر قابلیت‌ها و یا موفقیت‌هایش و فارغ از طبقه­ی اجتماعی یا شرایط زاده شدنش داده می‌شود، بهتر، غنی‌تر و کامل‌تر شود (مترجم).

[71] Isabel Sawhill

[72] Ron Haskins

[73] Brookings Institution

[74] Jane Jacobs

[75] One-size-fits-all

[76] Medicaid

[77] AmeriCorps

[78] Teach For America

[79] کلیه­ی برنامه‌های نامبرده شده در مقدمه، به‌طور کامل در فصول کتاب تشریح شده است (مترجم).

[80] Kennedy/Hatch Serve America Act

[81] Facebook

[82] Martin Luther King

[83] Inaugural weekends

[84] Alan Khazei

[85] John S. and James L. Knight Foundation

[86] Harvard University’s Kennedy School of Government

[87] Mark Moore

[88] ePals

[89] Bill Milliken

[90] Michelle Rhee

[91] third sector

[92] Linda Gibbs

[93] Michael Lomax

[94] United Negro College Fund

[95] Brian Gallagher

[96] United Way of America

[97] Bradley Foundation

[98] Milwaukee

[99] Miami Herald

[100] David Lawrence

[101] Stand for Children

[102] Maurice Miller

[103] Family Independence Initiative

[104] J. B. Schramm

[105] Julius Walls

[106] Greyston Bakery

[107] Blair Taylor

[108] Los Angeles Urban League

[109] Park Mesa Heights

[110] Reinvestment Fund’s Fresh Food Financing Initiative

[111] New York City Acquisition Fund

[112] Joel Klein

[113] Annie E. Casey Foundation

[114] American Dream

 

جنبه فرهنگی نوآوری: عامل ارزش‌افزایی

The Cultural Side of Innovation: Adding Values

 

Dany Jacobs

 

ترجمه:

 محمدمهدی ذوالفقارزاده   

(عضو هیات علمی دانشگاه تهران)

 

علی‌اصغر سعدآبادی

(دانشجوی دکتری سیاستگذاری علم و فناوری دانشگاه تهران)

 

آرمین گلچین

(دانشجوی دکتری رفتار سازمانی دانشگاه شهید بهشتی)

 

 

 

انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام 

1394

 

مقدمه مترجمان

در بسیاری از آثار مربوط به اقتصاد دانش‌بنیان، معمولا نوآوری معادل با فناوری در نظر گرفته می‌شود و چندان سخنی از ابعاد و تاثیرات فرهنگی آن به میان نمی‌آید. این در حالی است که نوآوری در فضایی فرهنگی و اجتماعی رخ می‌دهد. در واقع، اگر این فضای فرهنگی مهیا نباشد و یا اگر به آثار و تبعات فرهنگی نوآوری توجه نشود، نمی‌توان امیدی به ارزش‌افزایی که یک جز لاینفک از نوآوری است، امیدوار بود. هم شکل‌گیری و هم بقا، تکامل و استمرار نوآوری، در گروی توجه عمیق و دقیق به این ابعاد فرهنگی است. در نتیجه، غفلت از این جنبه‌های مهم به مانعی برای موفقیت و گسترش نوآوری تبدیل خواهد شد.

در کتاب حاضر، برخلاف متون رایج و حاکم در حوزه علم و فناوری، فرهنگ در محوریت نوآوری قرارمی‌گیرد. در این کتاب ابتدا ضمن تبیین مبانی نوآوری از دیدگاه نویسنده، انواع گوناگون نوآوری  و تعاریف مختلف آنها مورد بحث قرار می‌گیرد و منظور از جنبه فرهنگی نوآوری به طور دقیق و همه‌جانبه مشخص می‌گردد. پس از آن نیز در چارچوب نظریه پیچیدگی و دیدگاه تکاملی به نوآوری، ابعاد فرهنگی و غیر فنی نوآوری، نقد و بررسیمی‌شوند. سرتاسر کتاب مملو از موردهای مطالعه بسیار از شرکت‌های گوناگون و موفقیت و شکست آنها در زمینه نوآوری به فراخور بحث است.در تکمله کتاب نیز با تمرکز بر اقتصاد هلند، رابطه چالش‌برانگیز اقتصاد و خلاقیت به زیبایی و با استناد به آمار و ارقام این کشور، به تصویر کشیده می‌شود.

رونالدسون[1] از دانشگاه گوتنبرگ[2] درباره کتاب حاضر بیان نموده است که :”این کتاب در مورد ظهور و بقای نوآوری، ایده‌های خلاقانه‌ای ارائه نموده است. بحث دانی ژاکوبز[3] (نویسنده کتاب) درباره فرهنگ و تکامل نوآوری‌ها موضوع بسیار جالبی است و هر فردی که قصد به دست آوردن درکی مناسب از اقتصاد آینده را داشته باشد، می‌تواند این راه را ادامه دهد.“

دانی ژاکوبز استاد دانشگاه آمستردام است و تا کنون مقاله‌ها و کتاب‌های بسیاری را در زمینه نوآوری نگارش نموده است. کتاب ”جنبه فرهنگی نوآوری: عامل ارزش‌افزایی“ آخرین کتاب وی در این زمینه بوده است. با توجه به رویکرد خلاقانه نویسنده به موضوع نوآوری و جنبه فرهنگی آن، مترجمان کتاب حاضر بر آن شدند تا آن را در سالی که مزین به «اقتصاد و فرهنگ» است، تهیه و ترجمه کنند تا از این طریق محتوای آن که به خوبی ارتباط میان این دو حوزه را با تمرکز بر مقوله مهم نوآوری به تصویر کشیده است، برای پارسی‌زبانان با سهولت و سرعت بیشتری در دسترس قرار گیرد.

از آنجایی که کتاب حاضر در سال 2014 منتشر شده است، هنوز مجالی برای بازتاب دادن دیدگاه‌های گوناگون درباره آن (به جز مختصری که در بالا ارائه شد)، وجود نداشته است. با این حال، مترجمان این کتاب بر این باورند که محتوای آن نظرهای بسیاری را به خود جلب خواهد نمود.

لازم به تذکر است که ارزیابی مثبت مترجمان از این کتاب، دلیلی بر بی‌عیب و نقص بودن و یا کامل بودن آن نیست و بنابراین همچون هر اثر دیگری، خالی از انتقاد نخواهد بود. به عنوان مثال، نویسنده کتاب حاضر، بخش‌هایی از مباحث خود را به صراحت بر فرضیات داروین در خصوص تکامل نوع انسان استوار ساخته است که لزوما همه آن مورد تایید مترجمان نیست؛ چه آنکه برخی از ابعاد فرضیه داروین (و نه همه آن) با نگاه اسلامی سازگار نیست (برای مطالعه بیشتر و به عنوان مثال ن.ک. بررسی علمی داروینیسم یاتحول انواع نوشته آیت‌الله سبحانی). اما امیدواریم در پی این ترجمه و آشنایی پژوهشگران داخلی با این مطالب، زمینه برای نقد و بررسی عالمانه و منصفانه آن در میان ایشان فراهم گردد و ما نیز بتوانیم با تکیه بر مبانی صحیح و دقیق خود، به عرصه نظریه‌پردازی در ابعاد مورد نیاز کشور وارد شویم.

نکته‌ای که باید به آن توجه نمود این است که با توجه به شدت و وسعت تغییر و تحولات در دنیای امروز، نوآوری‌های بسیاری در قالب فناوری و یا حتی ارزش‌ها و سبک‌های زندگیبه کشور ما نیز وارد می‌شود. مسئولان کشور در این فرایند وارداتی که معمولا به صورت برنامه‌ریزی‌نشده و ناخواسته اتفاق می‌افتد باید دقت نظر بیشتری داشته باشند. به رغم برخی از دیدگاه‌های قابل انتقاد در کتاب حاضر، یکی از مهم‌تریم مضامین کاربردی آن برای مسئولان (به ویژه در بخش فرهنگ، صنعت و فناوری) این است که شکاف فرهنگی بین نوآوری‌های واردشده و ارزش‌های اسلامی-ایرانی باید به خوبی و با شناخت از پیچیدگی‌ها آن مد نظر قرار گیرد. این مورد حتی برای نوآوری‌های داخلی و یا وارداتی برنامه‌ریزی‌شده نیز قابل رصد است. به این معنا که تا زمانی که نوآوری با ارزش‌های جامعه سازگار نباشد نمی‌توان آن را در میان مردم ترویج داد و اساسا امیدی به شکل‌گیری آن داشت. چرا که در ذات نوآوری علاوه بر خلق یک مفهوم، ایده یا ابتکاری نو، ایجاد «ارزش افزوده» نیز نهفته است و ارزش افزوده توسط مخاطب و مشتری به دست خواهد آمد؛ لذا باید به ترجیحات و علایق وی توجه نمود؛ چه در جهت شناخت آن و چه در جهت تغییر و بهبود آن، خواه از طریق نوآوری تدریجی خواه از طریق نوآوری انقلابی، همت گمارد. این توجه صرفا از طریق نگاه فرهنگی به نوآوری به دست می‌آید. در نتیجه، قبل یا به موزارت  پیاده‌سازی طرح‌های نوآورانه داخلی و یا وارداتی، باید از لحاظ فرهنگی فضای لازم فراهم شود، چرا که در غیر این صورت پدیده مورد نظر، صورت انحرافی به خود می‌گیرد و پیامدهای مخربی به بار خواهد آورد و دوام چندانی نخواهد داشت.

همچنین بر خود لازم می‌دانیم مراتب تقدیر و تشکر ویژه خود را از از جناب آقایان دکتر گلیایی، دکتر حکمت و دکتر فروغمند به خاطر زحماتشان در تهیه نسخه الکترونیکی این کتاب ابراز نماییم. تلاشهای این فرهیختگان بزرگوار سبب آغاز سریعتر ترجمه کتاب شد. در نهایت نیز از تلاشها و حمایت‌های جناب آقای دکتر پیغامی و دکتر عطاردی در معاونت محترم پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع) و همکاران محترمشان در آن مجموعه بابت چاپ و انتشار کتاب، نهایت تشکر را ابزاز می‌نماییم.

در مجموع، ترجمه کتاب حاضر، هر چند که در آن دقت نظر و رفت و برگشتهای متعددی صورت گرفته است، بی‌شک، بی‌عیب و نقص نخواهد بود. از این‌رو، آخرین افرادی که شایسته است تا مراتب تقدیر و تشکر مترجمان پیشاپیش تقدیمشان شود، منتقدان و مصححانی هستند که نقاط ضعف این ترجمه را به ما گوشزد می‌نمایند.

 

گروه مترجم

تهران، خردادماه 1394

 

 

 

مقدمه نویسنده

کتاب حاضر از چند لحاظ، کتابی نوآورانه درباره نوآوری است. در درجه نخست، در این کتاب بین دو مقوله فرهنگ و فناوری، بیشتر به مقوله فرهنگ پرداخته می‌شود. این در حالیست که اغلب، در مباحث مربوط به اقتصاد دانش‌محور، نوآوری به مقدار زیادی با فناوری پیوند داده می‌شود و در بسیاری از موارد نیز معادل با آن در نظر گرفته می‌شود و در این میان کمتر به فرهنگ اشاره‌ای شده است

پیش‌فرض کتاب حاضر این است که نادیده گرفتن جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی سبب بروز مشکلاتی در رابطه با انتشار و موفقیت نوآوری می‌شود. بنابراین، افزایش احتمال موفقیت نوآورانه، پیامد توجه بیشتر به فرهنگ است.

در درجه دوم، کتاب با تعریفی کلی از نوآوری آغاز می‌شود: تحقق چیزی جدید که امید می‌رود با ارزش افزوده همراه باشد. بر همین اساس، با استفاده از رویکردی فازی، طیف وسیعی از نوآوری‌ها مورد بحث قرار خواهند گرفت؛ از نوآوری  جزیی[4] گرفته تا مفاهیم جدید انقلابی تشریح می‌شوند. علاوه بر این، در کنار نوآوری‌های سنتی فرایند و محصول، دسته سومی به نام نوآوری‌های مبادله‌ای[5] نیز معرفی خواهد شد.

در درجه سوم، کتاب حاضر، کتابی میان‌رشته‌ای[6] است. مطالب کتاب با تاریخ، جامعه‌شناسی و اقتصاد نوآوری با رویکرد عمومی داروینی[7] و نظریه پیچیدگی سر و کار دارد. همچنین، این کتاب از منظر علوم بازاریابی و روانشناسی نیز به مسئله می‌پردازد. در این کتاب بیش از کتاب‌های دیگر در زمینه اقتصاد تکاملی به سوال‌های داروینی پرداخته می‌شود؛ سوال‌هایی نظیر اینکه سیستم‌های انتخاب نوآوری‌ها چگونه ساختاردهی می‌شوند و یا تعریف واحدهای دقیق[8] در سطوح متفاوت انتخاب چیست؟

البته در خصوص بحث نخست، بسیاری از نویسندگان به این نکته اشاره کرده‌اند که توجه به فرهنگ برای عملکرد مناسب و خلاقیت در سطح سازمان‌ها و در سطح وسیع‌تر، در جوامع ضروری است. اما باید توجه کرد که در این کتاب، دیدگاه اجتماعی متفاوتی نسبت به جنبه فرهنگی نوآوری اتخاذ می‌شود: ارتباط نوآوری با فرهنگ از دیدگاهی گسترده  و همین طور فرهنگ گروه‌های گوناگون مشتری (هنجارها، ارزش‌ها، ترجیحات و انتظارات آنان) مورد توجه قرار می‌گیرد. در درجه نخست، نوآوری فرایندی فرهنگی است که طی آن معانی و مفاهیم جدیدی خلق و دسته‌بندی‌های نوینی ارائه می‌گردند. نوآوری موفق به معنای تغییر کم و بیش ترجیحات افراد و در نتیجه تغییر سیستم‌های ارزشی فرهنگی[9] آنهاست. در غیر این صورت، نوآوری نخواهد توانست با مشتریان بالقوه پیوند برقرار کند و نهایتا مورد قبول واقع نخواهد شد. به طور خلاصه، بدون خلق ارزش فرهنگی و یا حداقل بدون تغییر یا همان ارزش‌گذاری مجدد فرهنگی[10]، نمی‌توان ارزش اقتصادی خلق نمود. در مقاله‌ای که در سال 2006 به وزارت اقتصاد هلند[11] ارائه شد، بیان کردم که صرف وجود خلاقیت منجر به ایجاد ارزش اقتصادی نخواهد شد، بلکه خلاقیت باید با حرفه‌ای‌گرایی ترکیب شده و بر روی کارآمد نمودن آن تمرکز شود (ژاکوبز[12]، 2006ب: 23). در این کتاب سعی بر آن است که چارچوبی تحلیلی برای خلاقیت کارآمد[13] ارائه شود.

در این ارتباط، هم-تکاملی[14] مفهومی حیاتی است. نوآوران، تنها عوامل تغییر نیستند. نوآوری در انزوا اتفاق نمی‌افتد، بلکه با انواع گوناگون تغییرها در سطوح گوناگون جامعه رابطه دارد. در پی انواع تغییرات رو به بالا یا رو به پایین در جامعه، زندگی بشر نیز دائما تغییر می‌کند؛ تغییری که اغلب به آرامی اتفاق می‌افتد و گاهی نیز شدت زیادی به خود می‌گیرد. نوآوری برای موفقیت خود، آگاهانه یا غیرآگاهانه با این تغییرها پیوند برقرار می‌سازد که در این میان گاهی موجب تسهیل و گاهی نیز مانعی برای تغییرها می‌شود (نوآوری همیشه سبب پیشرفت نمی‌شود). این ایده درمقاله‌ای که کتاب حاضر بر آن اساس نگاشته شده به صورت موجز تشریح شده است: نوآوری و خلق ارزش به مثابه فرایندی فرهنگی و هم-تکاملانه[15].

مباحث این کتاب به صورت نظام‌مند ارائه شده‌اند. در بخش اول، سازه‌های کتاب هرکدام به صورت مستقل تشریح می‌گردند و سپس یکپارچه می‌شوند. در فصل 1 انواع گوناگون نوآوری‌ها، کمی وسیع‌تر از آنچه در اغلب آثار مربوط به نوآوری آمده است، طبقه‌بندی و تشریح می‌شوند. در مقایسه با سایر آثار، در این فصل مثال‌های بیشتری در زمینه طراحی، مد و خدمات ارائه خواهد شد. علاوه بر نوآوری‌های محصول و فرایند، دسته جدیدی از نوآوری به نام نوآوری مبادله‌ای[16]  معرفی خواهد شد. نوآوری مبادله‌ای مربوط به حوزه خدمات عمومی، بازاریابی، فروش و موسسه‌هایی است که تبادلات اقتصادی انجام می‌دهند. پس از آن به شکل‌های جامع‌تر نوآوری پرداخته می‌شود؛ از مدل‌های جدید کسب‌وکار گرفته تا  نوآوری در نظام‌ها و تغییر در رژیم‌های فنی-اقتصادی که درحقیقت، شکل‌های اصلی نوآوری در این قالب‌های بنیادی ترکیب می‌شوند. در فصل 2، تفاوت جنبه‌های فنی و غیرفنی (بیشتر فرهنگی) نوآوری تبیین می‌گردد.

در فصل 3، رویکرد فازی من به نوآوری معرفی خواهد شد؛ رویکردی که مرتبط با درجات متفاوت نوآورانگی و یا میزان انقلابی‌بودن نوآوری‌ها[17] است. میزان انقلابی بودن نوآوری‌ها به فاصله شناختی آنها از چارچوب فرهنگی موجود بستگی دارد. درک نوآوری‌هایی که به صورت تدریجی[18] (گام به گام) ایجاد می‌شوند  از آنجا که درون چارچوب جاری قرار می‌گیرند، نسبت به انواع انقلابی خود، بسیار ساده‌تر است. در نتیجه ریسک مربوط به نوآوری‌های انقلابی بسیار بالاتر است. از این رو، سرآغاز بحث راهبردهای نوآوری‌های انقلابی، همین فاصله فرهنگی آنهاست. علاوه بر این، یکی دیگر از پیامدهای فاصله فرهنگی موجود این است که نوآوری‌های انقلابی بی‌پایان و غیرقابل پیش‌بینی هستند. در نهایت، در خیلی از موارد مشاهده می‌شود که اینگونه نوآوری‌ها بسیار متفاوت با آن چیزی که مبتکر اولیه در نظر داشته است، مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی از گروه‌ها، نوآوری مورد نظر را تغییر داده و از آن برای مقاصد خود استفاده می‌کنند. این پدیده، دربرگیرنده مفهوم  هم-تکاملی[19] است.

در فصل 4، ارتباط رویکرد تکاملی داروینی با نوآوری مورد بررسی قرار می‌گیرد (این رویکرد شامل سه مرحله تنوع[20]، انتخاب مناسب‌ترین گونه[21] و حفظ و نگهداری[22]، تولید مثل[23] و گونه‌زایی[24] است). رویکردهای تکاملی از زمانی بسیار رواج یافتند که کتاب نلسون و وینتر[25] با نام نظریه‌ تکاملی تغییر اقتصادی[26] چاپ شد (نلسون و وینتر، 1982) و سبب انجام پژوهش‌های زیادی در این حوزه گردید. با این وجود، بسیاری از کتابهایی که درباره نوآوری نوشته می‌شوند، از استعاره‌های ساده کمک می‌گیرند؛ برای مثال، باقی‌ماندن در بازار را معادل نظریه داروین در نظر گرفتند. به همین دلیل، برخی از مفاهیم اولیه اساسی باید مورد شفاف‌سازی قرار گیرند. به طور هم‌زمان، انتقادات وارد بر این رویکرد و انطباق‌های ساده‌انگارانه‌ای که بر آن صورت می‌گیرد نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند.

در بخش دوم، سازه‌های گوناگونی که در بخش قبل مورد بررسی قرار گرفته‌اند، یکپارچه شده تا موفقیت نوآوری در سطوح مختلف به بحث گذاشته شود. در فصل 5 موضوع تناسب[27] از دیدگاه اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این کتاب، به دو سطح از انتخاب دقت می‌شود: سطح اول، سطح سازمان‌هاست که به همراه روال‌های جاری، نوآوری خود به منزله واحد‌های انتخاب تلقی می‌شوند و سطح دوم، سطحی است که در آن احتمال بقای نوآوری مد نظر است. درخصوص سطح دوم، تمایز میان مولفه‌های فنی و فرهنگی در ارزش‌گذاری نوآوری امری حیاتی است. این موضوع به طور ویژه در بخش ارزش افزوده[28] طراحی صنعتی نشان داده خواهد شد.

در فصل 6 به طور عمیق‌تری به بررسی ساز و کار انتخاب اجتماعی-اقتصادی[29] پرداخته خواهد شد. در این فصل بیان می‌شود که تنها سیستم انتخابی موجود، بازار نیست، بلکه همواره ترکیب ویژه‌ای از سیستم‌های انتخاب گوناگون وجود دارد که هر کدام از آنها، ارزش‌ها و چارچوب‌های بنیادین منحصر به فردی دارند. همچنین، ساختار شبکه‌ها در صنایع گوناگون نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت. این مطلب به درک ترکیب‌های واقعی اما پیچیده سیستم‌های انتخابی کمک زیادی می‌کند؛ سیستم‌هایی که موفقیت نسبی نوآوری را تعیین می‌کنند. علاوه بر این، همانگونه که قبلا بیان شد، نوآوری در خلا رخ نمی‌دهد. همه نوآوری‌ها بخشی از محیط اجتماعی و فرهنگی هستند؛ محیطی که در آن، انواع تغییرها و نوآوری‌ها (برخی رو به پایین و برخی رو به بالا) با هم در تعامل‌اند. نظریه‌پردازان پیچیدگی، آنها را سیستم‌های انطباقی پیچیده[30] و یا سیستم‌های تکاملی پیچیده[31] نامگذاری کرده‌اند. از این رو، در بخش پایانی به ساختار خوشه‌ای شبکه جهانی و اثر احتمالی آن بر روی آبشارهای اطلاعاتی[32] پرداخته می‌شود. تجزیه و تحلیل این ساختار از یک سو در فهم پیدایش تبلیغات بیش از حد، مفید است و از سوی دیگر سبب درک گرایش انسان به سمت جهانی‌شدن و حفظ تنوع خواهد شد.

در فصل 7، نتایج عملی، راهبردی و مدیریتی حاصل از رویکرد اتخاذ شده در کتاب حاضر بیشتر تشریح می‌گردند. در این فصل درمی‌یابیم که نه تنها هم-تکاملی برای توصیف بسیار مفید است، بلکه در تجویز نیز اهمیت بالایی دارد. در فصل 8، از انتخاب نوآوری‌ها به سوی انتخاب سازمان‌ها تغییر جهت داده می‌شود. چگونه برخی سازمان‌ها در رابطه با نوآوری موفق‌تر از دیگران عمل کرده‌اند؟ در این فصل، مفهوم روال‌های جاری نوآوری ارائه خواهد شد؛ مفهومی که من به همراه هندریک اسنیجدرز[33]  در سال 2007 و 2008 در بررسی شرکت‌های هلندی کشف کردیم. این شرکت‌ها همیشه در امر نوآوری موفق بوده‌اند. پژوهش مذکور، پژوهشی کاربردی بود که در آن پیش‌فرض‌های داروینی این کتاب نیز مورد آزمون قرار گرفتند. فصل 9 نیز به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کتاب اختصاص دارد.

کتاب حاضر، ویرایش بهبودیافته کتاب ”جنبه فرهنگی نوآوری: عامل ارزش‌افزایی[34]“ است که در واقع در سال 2007 توسط دو ناشر کوچک هلندی منتشر شده بود. کتاب نام‌برده در کشورهای گوناگونی مورد استفاده قرار گرفت و ساختار آن بر اساس بازخوردی که از کاربران دریافت شده بود، تغییر داده شد. در نگارش این کتاب با افرادی زیادی گفت‌وگو شد، به پرسش‌های زیادی پاسخ داده شد و همه این موارد در تشریح هر چه روشن‌تر آن بسیار مفید بوده است. در نهایت، نتایج پژوهش توسط من و دیگر دوستان یکپارچه گردید و ادبیات جدیدی به آن افزوده شد.


 

تقدیر و تشکر

افرادی که مرا به خوبی می‌شناسند، با همه مسائلی که در بیست سال گذشته من را مشغول خود کرده‌اند، آشنا هستند. تنوع شگفت‌انگیز نوآوری، ماهیت پویا و هم-تکاملی پراکندگی نوآوری و اهمیت نوآوری‌های غیرفنی و ظهور اقتصاد تجربه خلاق [35] برخی از این موضوع‌ها هستند. موضوع‌های مهم‌تری نیز وجود دارند؛ از جمله می‌توان به اهمیت فرهنگ (زبان، ارزش‌ها، چارچوب‌ها[36]) در نوآوری تدریجی (همانند مد روز و طراحی) و یا اهمیت فرهنگ در نوآوری انقلابی‌تر (معنابخشی و خلق مفاهیم) و همچنین ضرورت اتخاذ رویکردهای جدید در زمینه نوآوری، بازاریابی و راهبرد اشاره نمود.

همچنین، محتوای اصلی پژوهش من را رویکردهای فرایندی در مدیریت راهبردی و پیچیدگی هم-تکاملی و بنابراین مفاهیمی چون برآیش[37]، خودسازماندهی و نظریه‌های پیچیدگی (که این مفاهیم را در کانون توجه خود قرار می‌دهند)، تشکیل داده‌اند.

همانطور که در مرجع‌ها نیز مشخص خواهد شد، در موضوع سیستم‌های انتخاب تکاملی، دین زیادی به همکار خود ناکوئن وینبرگ[38] دارم؛ او پیش از این در دانشگاه گرونیگن[39] خدمت کرده و اکنون در دانشگاه آمستردام[40] تدریس می‌کند. به‌رغم اینکه مدت زیادی با رویکردهای تکاملی در حوزه اقتصاد آشنایی داشته‌ام، اما ناکوئن درک من را در کاربردهای آنان در زمینه نوآوری بسیار ارتقا بخشید. ناکوئن و من دیدگاه‌های مشترک زیادی داشتیم (به ویژه در زمینه اهمیت فرهنگ در اقتصاد)، اما به هر حال در برخی از موضوع‌ها نیز توافق نداشتیم . از این رو، نوشته‌های من در ابعاد مهم سیستم‌های انتخابی با وی بسیار متفاوت است.

همچنین از همه دوستانم به خاطر نظرهای بسیار مفیدشان در ویرایش‌های قبلی این کتاب، نهایت سپاس‌گذاری را به جا می‌آورم.

زوتفن[41]، مارس 2013

 



 

[1]Ronaldsson

[2] University of Gothenberg

[3]Dany Jacobs

[4]marginal style innovation

[5]transaction innovations

[6]cross-disciplinary book

[7]generalized Darwinian

[8]precise units

[9]cultural value systems

[10]cultural revaluation

[11]Dutch Ministry of Economic Affairs

[12]Jacobs

[13]productive creativity

[14]co-evolution

[15]Innovation and Value Creation as a Co-Evolving Cultural Process

[16] Transaction Innovation

[17]radicalness of innovations

[18] Incremental

[19]co-evolution

[20]variation

[21] selection of the fittest

[22] retention

[23] multiplication

[24] speciation

[25]Nelson & Winter

[26]An Evolutionary Theory of Economic Change

[27]fitness

[28]added value

[29]socioeconomic selection

[30]complex adaptive systems (CAS)

[31] complex evolving systems (CES)

[32]information cascades

[33]Hendrik Snijders

[34]Adding Values: The Cultural Side of Innovation

[35]creative experience economy

[36]frames

[37]emergence

[38]NachoemWijnberg

[39] University of Gronigen

[40] University of Amsterdam

[41]Zutphen

 

فناوری‌هایی برای توسعه پایدار

(با رویکردی به کاهش فقر)

 

نویسندگان:

جان کلود بولای        سیلویا هاستتلر               ایلین هازبون

 

مترجمان:

دکتر غلامرضا طالقانی 

      علی‌ اصغر سعدآبادی

   سمیه ملک‌مکان

 مهندس علی غفاری

  

مقدمه نویسندگان

فناوری­های مناسب، فناوری­هایی هستند که به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سازگاری با محیط­زیست مورد پذیرش ذینفعان باشند. بنابراین، توسعه­ی این نوع فناوری­ها، نیازمند مشارکت پژوهشگران، اداره­های دولتی و بخش صنعت است. این مشارکت، در فراگرد هم­اندیشی با ذینفعان به اجرا درمی­آید. توسعه­ی فناوری­ها، باید راهبرد مناسب برای پیاده­سازی و حفظ آن­ها را نیز دربرگیرد. در جهانی که 20 درصد جمعیت آن با روزانه کمتر از 25/1 دلار آمریکا زندگی می­کنند، فناوری­های نوآورانه، نقشی محوری در کاهش فقر (که امروزه در حال افزایش است) بازی می­کنند. توسعه­ی فناوری­هایی که با سیستم­های انرژی ناپایدار یا فاقد زیرساخت حمل­و­نقل و ارتباطات، همراهند، حقیقتا چالش­آور است. برای موفقیت هر توسعه­ی فناورانه­ای باید محدودیت­ها و الزامات زیادی مورد توجه قرار گیرند. باوجوداین، مشاهده­ی وسعت پتانسیل بالقوه­ی توسعه­ی فناوری­های مناسب، نسبت به چالش­ها، دلگرم­کننده است. این مهم، در مطالعه­های موردی این کتاب، که شامل رشته­های گوناگونی چون کشاورزی، انرژی­های تجدیدپذیر[1]، کاهش ریسک بلایا[2]، فناوری اطلاعات و ارتباطات[3] و سکونت­گاه­های انسانی[4] است، نشان داده خواهد شد.

یکی از سوال­­های تکراری در زمینه­ی توسعه فناوری­ها، این سوال است که "آیا این فناوری­ها برای مروجین آن­ها مناسب هستند؟ یا برای کاربران؟" این بحث در دنیای کنونی که دیگر نمی­توان به جمله­های کلیشه­ای چون "موقعیت شرق و غرب" بسنده کرد، قابل توجه است. در طول 30 سال گذشته، قدرت­های اقتصادی جدیدی که از فواید جهانی­شدن[5] مانند آزادسازی موانع تجاری[6] و تسریع فناوری­های ارتباطی[7] بهره برده­اند، پا به عرصه ظهور گذاشته­اند (انگلند و وارد[8] 2008). این در حالی­ست که قدرت­های نوظهور با چالش­های بزرگی همچون تغییر آب و هوا، شهری­سازی[9] و فقر (فقری که رشد اقتصادی[10] فقط بصورت جزئی از آن ممانعت کرده است) مواجه هستند (استیگلیتز[11] 2007). گرچه تعداد فقیران در مقیاس جهانی کاهش یافته، اما نابرابری­های اجتماعی افزایش یافته است.

علاوه­­براین، فقیران روستایی و شهری، هم از منظر اجتماعی و بهداشتی و هم از منظر پیشرفت­های فناورانه، در حاشیه این تکامل قرار می­گیرند. فناوری­ها در دنیای واقعی، باید با زمینه­های آب و هوایی، فرهنگی و اقتصادی هماهنگ شوند (بولای[12] 2004) و به ذینفعان (متخصصان، ارباب­رجوعان و شهروندان) اجازه بدهند بر آن­ها مدیریت کرده و بدین­وسیله بهره­برداری پایدار و بهینه تضمین شود. اگر توسعه پایدار قصد دارد عوامل محیطی بیشتری را در نظر­گرفته و فناوری­هایی را برای کاهش اثرهای منفی در این رشته پیاده­سازی کند، باید جامعه­ی جامع­تری را مد­نظر داشته باشد و اقتصادی را ترویج کند که فقط بر منافع کوتاه مدت متمرکز نیست.

باوجوداین، بسیاری از شرکت­های غربی و کشورهای در حال توسعه همزمان با جستجوی بازارهای جدید، در تلاش برای تغییر فناوری­های ساده­ای هستند که بدلیل عدم سازگاری با کاربران و محیط بومی، موفق نخواهند بود. برای مثال، به گفته­ی سازمان بهداشت جهانی[13] "حدود 70 درصد اغلب وسایل پیچیده (مثلا در علوم پزشکی) در هنگام بهره برداری در کشورهای در حال توسعه، بدرستی عمل نمی­کنند". یکی از دلایل اصلی آن، بی­ثباتی وسیله در مقابله با تغییرهای ناگهانی جریان الکتریکی ناشی از تغییر دما، غبار و رطوبت است یا اینکه واقعا کسی نمی­داند چطور از آن استفاده کرده یا از آن نگهداری کند (سازمان بهداشت جهانی 2010). بدیهی است که این نوع از فناوری با نیازهای بسیاری از کشورهای در حال توسعه سازگار نیست. با مشخص شدن این مشکل، تعدادی از تیم­های پژوهش همچون اسنشال تک[14] در مدرسه پلی­تکنیک فدرال لوزان[15] تصمیم به ساخت ابزار پزشکی کردند که ارزان، پرقدرت، با کاربرد آسان و از همه مهم­تر با مشارکت ذینفعان و بخش صنعت ساخته شود.

مقرون به صرفه بودن فناوری نیز گامی در جهت دستیابی به این هدف است؛ با­این­حال، این بدین معنی نیست که فناوری­هایی با هزینه­های بالا، مورد استفاده قرار نخواهند گرفت. برای مثال، یکی از پژوهش­های انجام گرفته در زمینه فناوری­های آبیاری مناسب در هند[16]، نشان می­دهد که هزینه پایین، همیشه عامل تعیین­کننده در تمایل کشاورز به سرمایه­گذاری در فناوری خاصی نمی­باشد. همان­گونه که  اغلب سازمان­های غیردولتی[17] نیز بیان می­کنند، کشاورزان ترجیح می­دهند برای اجاره­کردن پمپ­های آبیاری موتوری هزینه بپردازند تا اینکه پمپ­های رکابی قدیمی کم­هزینه اما مشقت­بار را انتخاب کنند.

فناوری­های مناسب، فناوری­هایی هستند که به لحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سازگاری با محیط­زیست مورد پذیرش ذینفعان باشند (پیرس و همکاران[18] 2012؛ آی. ای. تی. سی[19] 2003). برای این­که یک فناوری این معیارها را تا حد امکان اقناع کند باید با همکاری تمامی ذینفعان یعنی پژوهشگران، شرکت­های عمرانی و صنعتی ایجاد شود.  برنامه اسنشال تک، با توسعه یک زنجیره ارزش صحیح، از طراحی فنی، پا را فراتر گذاشته و مدل کسب و کار آماده سازی که شامل ساخت، آمایش، راه­اندازی، استفاده، اتلاف و بازیافت است را ارائه می­دهد. این کار، نیازمند رهیافتی بین رشته­ای و همچنین مشارکت بازیگران جهانی و محلی در بخش خصوصی و مشارکت نیروهای دولتی و شرکت­های عمرانی است. باوجود­این، بدیهی است که باید بین انطباق فناوری با زمینه منحصربفرد بومی و توسعه در مقیاس وسیع، سازگاری ایجاد شود. این مسئله، چالش مهمی را مطرح می­کند زیرا چشم­انداز یک تولید صنعتی با مقیاس وسیع، نیازمند طراحی­های استاندارد برای پایین نگه­داشتن هزینه­ها می­باشد؛ همچنین باید بعضی از سطوح تطابق با ویژگی­های محلی حفظ شوند. ایجاد ظرفیت محلی، عامل مهمی در ساخت، گسترش، استفاده صحیح، نگهداری و حفاظت از فناوری است. همچنین ایجاد این ظرفیت سبب شناسایی نیازهای محلی گروه­های گوناگونی از ذینفعان که گاها اولویت­های متناقضی دارند نیز می­شود. گذشته از این، ایجاد ظرفیت، اغلب برای توانمندسازی شرکای محلی درجهت توسعه چشم انداز بلندمدت نسبت به توسعه پایدار و ایجاد تعهد لازم در تداوم آن، الزامیست. بنابراین، توسعه فناوری­های مناسب، شامل راهبرد مناسب برای پیاده­سازی و حفظ آن­ها نیز می­شود. چنین رهیافتی برای دستیابی به اهداف غایی فناوری­ها در جهت توسعه یعنی کاهش فقر در جهانی که 20 درصد جمعیت آن با روزانه کمتر از 25/1 دلار آمریکا زندگی می­کنند، ضروریست (بانک جهانی[20] 2011).

در این کتاب، مفهوم مشارکت بصورتی گسترده مورد بحث قرار گرفته است. مشارکت­های موفق براساس اعتماد و ارتباط و در نهایت تمایل به تسهیم قدرت در میان شرکت­کنندگان شکل می­گیرند. یکی از سبک­های ایده­آل مشارکت، در کمیسیون سوئیس به­منظور همکاری­های پژوهشی با کشورهای درحال توسعه (کی. اف. پی. ای)[21] مورد بررسی قرار­گرفته­ است و  در آن راهبردهایی متشکل از 11 اصل، بدقت شرح داده ­شده­اند مبنی براین­که، مشارکت مفید "فراگرد مداوم تولید دانش مستدل[22]، ایجاد اعتماد دوطرفه[23]، یادگیری متقابل[24] و مالکیت تسهیم شده[25]" می­باشد (کی. اف. پی. ای 2012). یک همکاری موفق با تنظیم دستورکاری بصورت مشترک آغاز می­شود، با پاسخ­گویی[26] به ذینفعان ادامه می­یابد و با دستیابی به نتایج، کامل می­شود. این­ها فقط سه اصل از 11 اصولی هستند که مشارکت باید براساس آن­ها شکل گیرد. در عمل، مشارکت­های زیادی با پیاده­سازی همه­ی این 11 اصل، صورت نمی­گیرد؛ باوجود­این، همه مشارکت­کنندگان باید در اجرای آن تلاش جدی داشته باشند.

جالب اینکه، کی. اف. پی. ای، با توجه به مشارکت­های پژوهشی، هفت سوال اساسی مطرح می­کند. اولین و بدیهی­ترین سوال این است که: چرا باید مشارکت کنیم؟

پاسخ این است که مشارکت، چشم­اندازها و شبکه­های ارتباطی را وسیع­تر می­کند، دسترسی سازمانی را فراهم کرده و فراگرد پژوهش را غنا می­بخشد. با وجود­این، اکثر نویسندگان استدلال می­کنند که اگر فناوری­ها در کشورهای درحال توسعه، با مشارکت شرکای محلی توسعه نیابند، احتمالا با شکست روبرو می­شوند. برای مثال، نتایج پژوهشی نشان داد که مشارکت بین کمیته بین­المللی صلیب سرخ[27] و سازمان­های محلی و بویژه تشریح مسئولیت مشارکت­کنندگان (یکی دیگر از 11 اصول کی. اف. پی. ای) برای پیاده­سازی موفق سیستم­های بهسازی بیوگاز[28] در زندان­های نپال[29]، روآندا[30] و فیلیپین[31] ضروری است. بعد از یک سال از اجرا، 11 سیستم از 13 سیستم اجرا شده، با نتایج فوق­العاده از لحاظ عملکرد فنی، قابلیت اقتصادی، اثرهای زیست­محیطی و پذیرش اجتماعی به کار خود ادامه می­دهند. سازمان­های دیگری نیز مانند اکسس تو اینوویشن[32] در دانمارک[33]، در جمع­­آوری و اداره­ی شبکه­ها برای تشکیل همکاری درباره نوآوری­های فناورانه­ی ویژه درجهت توسعه، تخصص دارند. دیوید کریستنسن[34] نمونه موردی را از ویتنام[35] ارائه می­دهد که در آن ریسک تبلیغاتی برای مورد توجه قرار­دادن موضوع­های مدیریتی زائد، براساس فناوری نوآورانه بکار­گرفته ­شده­ است. این پروژه با همکاری صندوق خیریه­ی کر اینترنشنال[36] در ویتنام و دانمارک، شرکت­های دانمارکی و مسئولان محلی در ویتنام اجرا شده بود. این مثال­ها نشان می­دهند که همکاری­های درون­فرهنگی در کنار ارزش­ها، به مبادلاتی منجر می­شوند که به­شکل موثری، همکاری­های پژوهشی مرتبط را در حوزه توسعه ترویج می­کنند. اشتغال نظام­مند جوامع و مسئولان محلی، سبب افزایش چندبرابری ظرفیت و تسهیم دانش، فرصت­های پیاده­سازی موفق پروژه و تضمین بهره­های بلندمدت می­شود. یکی از چالش­های اصلی باقی­مانده، تسهیم قدرت و دانش در میان عاملان است. دستیابی به این مهم، ضروری و در عین حال بسیار مشکل خواهد بود. زیرا برای مثال، مدیریت حقوق مالکیت معنوی[37]، موانع بزرگی را بر سر راه تسهیم عادلانه­ی هزینه­ها و سودها قرار می­دهد.

برای تبیین فراگرد توسعه فناوری که با مشارکت ذینفعان انجام می­گیرد، مفهوم هم­اندیشی[38] به‌طور فزاینده­ای مورد استفاده قرار می­گیرد. به­نظر­می­رسد هم­اندیشی، موفق­تر از تغییر فناوری باشد به این دلیل که کاربران از زمان شکل­گیری اندیشه، مشارکت را آغاز کرده و توسعه فناوری را در مسیری که هدف عمده­ی آن نیازهای ذینفعان و حوزه محلی است هدایت می­کنند.

جالب اینکه، فناوری اطلاعات و ارتباطات به تعداد رو به رشدی از ذینفعان مورد نظر در کشورهای در حال توسعه، اختیار مداخله در ابتکارهای توسعه­ای که برای آن­ها برنامه­ریزی شده است را می­دهد (پیرس و همکاران 2012 ؛ تامپسون[39] 2008).

در چندین مقاله از این کتاب، به بیان فواید مشارکت ذینفعان در فراگرد توسعه فناوری پرداخته شده است. برای مثال در بخش سوم، سایتس د مات[40] با تمرکز بر بهبود تهیه مسکن برای فقیران، استدلال خواهد کرد که با مشارکت­ ساکنان محله­های فقیرنشین، می­توان راه­حل­های بهتری برای جایگزینی مسکن­های ساخته­شده صنعتی پیدا کرد. مسکن­های ساخته­شده صنعتی، نوعا در برنامه­های تجدید اسکان محله­های فقیرنشین با درجه­های گوناگونی از موفقیت روبرو می­شوند. گاهی اوقات نوع جدیدی از مسکن، بشدت سبک زندگی ذینفعان مورد نظر را تغییر می­دهد. در نمونه­هایی، سکونت­گاه­های غیر­رسمی با خانه­های انبوه استاندارد با مشارکت اندک ساکنان محله­های فقیرنشین جایگزین شده­اند. نویسنده ادامه می­دهد که یکی از راهبردهای مناسب در این زمینه، تغییر "مشارکت کاربر[41] " به توسعه "کاربر محور[42]" می­باشد که از خلاقیت کاربران برای توسعه فناوری مناسب در جهت تامین نیازهای آن­ها، استفاده می­گردد. با این همه، ساکنان بومی ساخت سکونت­گاه­های غیررسمی برای خود را تا دهه­ها، ادامه دادند.

ماریجا وتینویچ[43]، پتانسیل فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی شرکت­های عمرانی در صربستان[44] را بررسی کرده‌اند. فناوری اطلاعات و ارتباطات به آن­ها اجازه می­دهد تا خود مسئول معرفی شهرهایشان از طریق یک پورتال شوند. بنابراین، چه کارهایی باید برای حمایت از فراگردهای هم­اندیشی انجام گیرد؟ چه روش­ها و ابزارهایی می­تواند مورد استفاده قرار­گیرد؟

فرانسیسکو ویتالی[45] در پژوهشی در زمینه توسعه کوره­های طبخ پیشرفته در دره­ی لوگان[46] در چاد[47] و کامرون[48]، رهیافتی را نشان می­دهد که شامل مشارکت ذینفعان در هر مرحله از پروژه است. هدف این پروژه، کاهش مصرف چوب از طریق بهبود فناوری طبخ و تولید درآمد بود. در ­ابتدا، عملیات طبخ محلی آزمایش شد و برای مشخص شدن اولویت­ها و نیازهای آنان، با انجمن محلی جلسه­ای برگزار گردید. سپس، عملکردهای فنی چندین کوره مورد آزمایش قرار گرفت و در نهایت، کوره سنتر افریکن[49]، مدل پیشنهادی مرکز پژوهشی محلی، انتخاب شد که سیستم­های تولیدی بلندمدت و نگهداشت را تضمین می­کرد. این مطالعه، نمونه خوبی درباره چگونگی دخیل­شدن دانش محلی در این پروژه نیز می­باشد که در غیر این صورت، مورد پذیرش قرار نمی­گرفت.

مثال فوق­العاده دیگری که می­توان نام برد، کار ماهش نئوپان[50] در زمینه توسعه سیستم­های ذخیره سرمایشی روستایی در نپال می­باشد. در بسیاری از نواحی روستایی نپال، یا برق وجود ندارد یا این برق غیر قابل اطمینان است بنابراین، سیستم­های ذخیره برقی، مانند یخچال­ها برای نگهداری محصول کشاورزی تازه نمی­توانند انتخابی مطمئن باشند. ماهش، سیستم ذخیره سرمایشی روستایی[51] را براساس خنک­سازی قابل تبخیر و ساخته­شده با مواد بومی مانند آجر، شن و ماسه، آب، گل، کاه و نی­های بامبو با همکاری نزدیک کشاورزان محلی توسعه داد. سیستم ذخیره سرمایشی­ با هزینه نهایی حداکثر 120 تا 130 دلار آمریکا با ظرفیت ذخیره­ی 200 تا 300 کیلوگرم محصول کشاورزی ساخته می­شود.

مفهوم هم­اندیشی، فقط به معنی جنبه­های فناورانه که حوزه­های اجتماعی، اقتصادی و سازمانی گسترده­تر را دربر­می­گیرد، نیست؛ بلکه این مفهوم را می­توان به معنی نوآوری براساس همکاری و یادگیری متقابل در نظر گرفت. درحالی­که فواید مشارکت اولیه­ی نهادهای شریک محلی و ذینفعان کاملا واضح است، در جاهایی نیز معرفی فناوری­های درهم گسیخته با مقاومت مردم محلی و خط­مشی­گذاران مواجه می­شود؛ اما این مسئله، بصورت بالقوه آگاهی محیطی را افزایش می­دهد و از تغییرات خط مشی حمایت می­کند. معرفی فناوری جمع­آوری مه که توسط سازمان غیردولتی کانادایی در شیلی[52] و گواتمالا[53] انجام شد، نشان می­دهد که پروژه­ای که با تغییر فناوری آغاز می­شود، در فراگرد مشارکتی هم­اندیشی بصورت قابل ملاحظه­ای رشد می­کند و ظرفیت­های سازمانی محلی را افزایش می­دهد.

فناوری­های جدید، زندگی بسیاری از انسان­ها را بهبود می­بخشند اما می­توانند وضعیت را برای آن­هایی که به آن دسترسی ندارند نیز بدتر کنند یا حتی برسر دسترسی و تسهیم منافع، کشمکش ایجاد کنند (فرگوسن و همکاران[54] 2010). برای مثال، اگر افراد برای دسترسی به فناوری، ملزم به پرداخت مبلغی هرچند ناچیز باشند، ممکن است کسانی که خیلی فقیر هستند به آن فناوری دسترسی پیدا نکنند. بنابراین فناوری جدید می­تواند بصورت بالقوه، شکاف بین فقیران و خیلی فقیران را افزایش­دهد. در نتیجه، توسعه و گسترش فناوری موفق، به­تنهایی کافی نیست. بلکه باید دانش کاملی درباره حوزه محلی برای کاربرد معیارها در جاهایی که اتخاذ فناوری برای همه­ی ذینفعان را امکان پذیر می­کند، وجود داشته باشد. این امر ممکن است شامل ارائه آموزش به کسانی که نمی­دانند چگونه از فناوری استفاده کنند نیز بشود.

در زمینه نوآوری و پژوهش، لوک سوت[55] بر اهمیت فراگردهای نوآوری درونی[56] تاکید می­کند که در حال جایگزینی فناوری مرسوم یا مدل­های تقلیدی هستند. او استدلال می­کند، در مدل­های جدید، استفاده و ترکیب مجدد فناوری­های موجود با دانش نوین، اغلب به مناسب­ترین فناوری منجر می­شود زیرا توسط کاربران محلی و در حوزه‌های محلی توسعه‌یافته است. او معتقد است، مفهوم "نوآوری مناسب[57]" این فراگرد را بهتر از "فناوری مناسب[58]" انعکاس می­دهد. همچنین تغییر فناوری (بازخورد کاربران باتم آو پیرامید[59] در شرق به طراحان و توسعه دهندگان فناوری در غرب) یکی از مهیج­ترین گرایش­ها در توسعه فناوری است. چنین فراگردهایی، نقطه آغازی برای اتحادی تازه بین جوامع محلی، سازمان­های غیردولتی و شرکت­های چند ملیتی برای تامین نیازهای کاربران باتم آو پیرامید با قیمت­های پایین­تر است و با سیستم­های انرژی غیر قابل اطمینان و فاقد زیرساخت حمل ­و ­نقل و ارتباطات سازگاری دارد. توسعه فناوری در این شرایط واقعا چالش­آور است؛ برای موفقیت هر توسعه فناورانه­ای الزامات و محدودیت­های زیادی باید مورد ­توجه ­قرار­ گیرند. باوجوداین، فناوری­های نوآورانه، نقشی محوری در کاهش فقر، بازی می­کنند. همان­گونه که مطالعه­های موردی از رشته­های گوناگونی چون کشاورزی، انرژی­های تجدیدپذیر، کاهش ریسک بلایا، فناوری اطلاعات و ارتباطات و سکونت­گاه­های انسانی به نحو امیدوارکننده­ای نشان می­دهند، پتانسیل­ها بسیار بیشتر از چالش­ها هستند. دانشگاه­ها، شرکت­های عمرانی، جوامع محلی، دولت­ها، سازمان­های غیر­دولتی و بخش صنعت باید همکاری­ها را افزایش دهند و مشارکت­های موثری را برای شناسایی راه­حل­های نوآورانه در جهت کاهش فقر و توسعه پایدارتر در سطح جهانی، ساختاردهی کنند. 

سیلویا هاستتلر[60] و جان کلود بولای[61]

                                               

مقدمه مترجمین

هر رشته علمی دارای موضوعی است که بسط دانش و معرفت در قالب حقایق، قوانین، مفاهیم و نظریه­های علمی درباره آن، ادبیات رشته علمی مربوط را تشکیل می­دهد. تولید علم و معرفت در هر رشته نیز به روش­شناسی و تکنیک­های علمی مناسب وابسته است. بنابراین توسعه فنون و روش­هایی برای بسط علوم نظری از ملزومات پیشرفت هرچه بیشتر علم با استفاده از کاربردی­کردن این علوم نظری است.

مفهوم توسعه پایدار[62] در اوایل سال­های دهه 1970 درباره محیط و توسعه بکار رفت. بکار بردن واژه توسعه پایدار بعد از کنفرانس ریودوژانیرو در سال 1992 در محافل علمی فراگیر شد. ارائه راه­حل­هایی در مقابل الگوهای فانی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی از جمله مباحث توسعه­ای می­باشد که می­تواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه­های زیستی، آلودگی جهانی، تغییر اقلیم، افزایش بی­رویه جمعیت، بی­عدالتی و پایین­آمدن کیفیت زندگی انسان­های حال و آینده جلوگیری کند. توسعه پایدار فرایند تغییر در استفاده از منابع، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها و ... است که با نیازهای حال و آینده سازگار می­باشد. توسعه پایدار سعی دارد به پنج نیاز اساسی پاسخ گوید: تلفیق حفاظت و توسعه، تامین نیازهای اولیه زیستی انسان، دستیابی به عدالت اجتماعی، خودمختاری و تنوع فرهنگی و حفظ یگانگی اکولوژیکی. توسعه پایدار زمینه‌های مختلفی را نیز مورد توجه قرار می‌دهد که از آن­جمله می­توان به تاثیر گازهای گلخانه‌ای، تغییرات آب و هوایی، تخریب لایه ازن، تخریب زمین، کاهش منابع غیر تجدیدپذیر، آلودگی هوای شهرها اشاره کرد.

 دستیابی به نقطه مطلوب در بهره‌وری رفتار با محیط زیست نیز فقط از طریق برخورداری از دانش پیشرفته امکان‌پذیر خواهد بود، دانشی که متکی بر تفکر، بهره‌مند از خلاقیت و نوآوری است. 

جهان ما در حال حاضر با چالش­های زیست­محیطی پرشماری دست به گریبان بوده که بدلیل رویکردهای نابسامان در فرآیندهای توسعه‌ای است. این چالش­ها، متاسفانه با روندی روزافزون و به صورت زنجیروار، موجب بروز چالش­های متعدد دیگری برای زیست‌­کره زمین شده است و بهره‌برداری غیرصیانتی از منابع طبیعی غیرتجدید‌پذیر، موجب بروز آلودگی‌های محیطی در آب، هوا و خاک می­شود و نتیجه بعدی این مسیر ناصحیح، لطمه­هایی است که در  مرحله نخست و به شکل مستقیم حیات جامعه انسانی و در کنار آن کل چرخه حیات را به خطر انداخته است. حرکت به سمت طراحی و پیاده‌سازی فناوری‌های سازگارتر با محیط زیست، نیازمند نگاهی راهبردی است. الگوی نامناسب استفاده از سرزمین و تغییرات شدید در کاربری زمین نیز باعث پیدایش بحران­های زیست­محیطی در سرزمین شده است. بنابراین لازم است که هرگونه برنامه­ریزی در خصوص استقرار فعالیت­های مختلف با نگرش به استعداد و قابلیت­های سزمین و با تفکر آمایشی و البته نگاه راهبردی صورت گیرد.

همچنین علم و فناوری به­منزله نیروهای محرکه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی شناخته شده­اند. از پایان قرن بیستم علم و فناوری از قدرتمندترین ابزارها برای مبارزه با نابودی منابع زیست­­محیطی و تغییرات آب و هوایی متعاقب آن و همچنین کاهش فقر که امروزه نزدیک به 20 درصد جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می­دهد محسوب می­شوند.

در این کتاب مقوله توسعه با استفاده از تشریح فناوری­های نوین مد نظر قرار گرفته است و  تلاش شده است با استفاده از رهیافت­هایی جدید و همچنین تجزیه و تحلیل مشارکت نیروی انسانی گامی بسوی توسعه پایدار و منسجم  و البته کاهش فقر برداشته شود.

بطور کلی سعی شده است در کتاب حاضر مباحث نظری و کاربردی در رابطه با مفهوم توسعه پایدار و با کمک فناوری­های متنوع و جدید با در نظرگرفتن کاهش فقر و توجه به افزایش جمعیت در کنار یکدیگر آورده شود؛ به همین منظور و با پیشنهاد انتشارات برخی از فصول که که قابلیت استفاده کمتری در ایران اسلامی داشتند، حذف گردید و فصل اول کتاب با عنوان مقدمه نویسندگان آورده شد.

با توجه به رویکرد بین رشته­ای مباحث، محتوای این کتاب برای دانش­پژوهان رشته­های گوناگونی چون سیاستگذاری علم و فناوری، مدیریت تکنولوژی، مدیریت توسعه، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت شهری، مهندسی عمران، مهندسی آب، مهندسی پزشکی، کشاورزی و ... مفید خواهد بود.

ترجمه این کتاب بدون لطف و سخاوت افرادی چند میسر نمی­شد. بر خود لازم می­دانیم از اساتید محترم دکتر علی‌اصغر پورعزت، دکتر عادل پیغامی، دکتر محمد مهدی ذوالفقارزاده کرمانی، دکتر حبیب‌الله طباطبائیان، دکتر مهدی محمدی و دکتر امیر علی سیف‌الدین که با نظرات علمی خود بر غنای کار افزودند، سپاس­گزاری نمائیم.

همچنین از آقایان محمدهادی رنجبر در طراحی جداول و نمودارهای کتاب و مهندس محمود ملک­مکان که با راهنمایی­های خود در ارائه هر چه بهتر مباحث تخصصی کتاب کمک شایانی نمودند قدردانی می­شود.

قطعا ترجمه این کتاب خالی از ایراد و اشکال نخواهد بود. از همه صاحب­نظران، اساتید و دانش­پژوهان محترم تقاضا داریم ما را از دیدگاه­های انتقادی خود بهره­مند سازند تا از این رهگذر بتوانیم در ارتقای هرچه بیشتر ارائه مطالب آتی تلاش نمائیم.

 

غلامرضا طالقانی، علی اصغر سعدآبادی، سمیه ملک مکان، علی غفاری

تابستان 1393

 



 

[1] renewable energy

[2] disaster risk reduction

[3] Information and Communication Technologies

[4] human settlements

[5] globalization

[6] liberalization of trade barriers

[7] acceleration of communication technologies

[8] England & Ward

[9] Urbanization

[10] economic growth

[11] Stiglitz

[12] Bolay

[13] World Health Organization (WHO)

[14] essentialtech

 http://essentialtech.epfl.ch

[15] Ecole Polytechnique Federale de Lausanne (EPFL)

[16] India

[17] Non- Governmental Organizations (NGOs)

[18] Pearce et al.

[19] IETC

[20] World Bank

[21] KFPE

[22] sound knowledge generation

[23] mutual trust

[24] mutual learning

[25] shared ownership

[26] accountable

[27] International Committee of the Red Cross (ICRC)

[28] biogas sanitation systems

[29] Nepal

[30] Rwanda

[31] Philippines

[32] access2innovation

[33] Denmark

[34] David Christensen

[35] Vietnam

[36] CARE International

[37] intellectual property rights

[38] co- creation

[39] Thompson

[40] Sytse de Maat

[41] user- participation

[42] user driven

[43] Marija Cvetinovic

[44] Serbia

[45] Francesco Vitali

[46] Logone

[47] Chad

[48] Cameroon

[49] Centreafrican stove

[50] Mahesh Neupane

[51] Rural Cold System (RCS)

[52] Chile

[53] Guatemala

[54] Ferguson et al.

[55] Luc Soete

[56] Endogenous innovation

[57] appropriate innovation

[58] appropriate technology

[59] اصطلاح Bottom of Pyramid))(BoP) به این معنی است که شرکت­های چند ملیتی می­توانند سودهای قابل توجهی از فروش به فقرا بدست بیاورند همزمان با این کار به ریشه­کن کردن فقر نیز کمک می­کنند (Prahalad 2006).

[60] Silvia Hostettler

[61] Jean- Claude Bolay

[62] Sustainable development

 

نقش نوآوری اجتماعی در موفقیت کسب‌وکار

(ارزش مشترک در صنعت)

 

نویسنده: جولیا اشمیت

 

مترجم:

 علی‌اصغر سعدآبادی

آرمین گلچین

حسین مقدسیان

 

انشارات:

صاایران +انستیتو ایزایران

 

 

نوآوری اجتماعی در حقیقت راهکاری مبتکرانه برای حل مشکلات اجتماعی است. نوآوری اجتماعی نسبت به راهکاری قبلی اثربخش‌تر، کاراتر و پایدارتر است و به جای افراد، برای کل جامعه ارزش و منفعت خلق می‌کند. در حقیقت نوآوری اجتماعی به راهکارها، استراتژی‌ها و یا مفاهیمی اطلاق می‌گردد که مشکلات و نیازهای جامعه را نسبت به راهکارها و روش‌های قبلی به شیوه مناسب‌تری برطرف می‌کنند.

فصل اول این کتاب در حقیقت مقدمه نویسنده را تشکیل می‌دهد و در آن به کلیاتی درباره وضعیت موجود و نارسایی‌های کسب‌وکارها در جنبه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی پرداخته شده است. فصل دوم، به موضوع نوآوری اجتماعی اختصاص دارد. به این صورت که دیدگاه‌های موجود درباره این پدیده بیان می‌شوند و پیرامون تعریفی از نوآوری اجتماعی توافق حاصل می‌شود. همچنین در این فصل، موضوع پخش و گسترش نوآوری اجتماعی که یکی از شاخص‌های اصلی این پدیده است، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل سوم به تعریف ارزش مشترک پرداخته خواهد شد و ریشه شکل‌گیری این مفهوم و مولفه‌های آن مورد تشریح قرار خواهد گرفت. در پایان این فصل نیز توضیح داده می‌شود که ارزش مشترک یک نوآوری اجتماعی است.

در کتاب حاضر بر نتایج یک پژوهش در صنعت پوشاک ارگانیک و مبتنی بر تجارت عادلانه تاکید ویژه‌ای شده است. به همین دلیل، در فصل چهارم روش‌شناسی این پژوهش تشریح خواهد شد تا علاقه‌مندان بتوانند با روش انجام پژوهش در حیطه‌ی این موضوع، آشنایی بیشتری پیدا کنند. در فصل پنجم نیز به تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش پرداخته خواهد شد؛ عوامل موفقیت و موانع اتخاذ رویکرد ارزش مشترک مورد بررسی قرار خواهند گرفت و در نهایت مدل درخت خلق ارزش ارائه خواهد شد. 

شایان ذکر است که کتاب حاضر در مجموعه بهترین رساله‌های انتشارات اشپرینگر به چاپ رسیده است و این امر را می‌توان به منزله دلیلی بر محتوای پربار آن دانست و به همین جهت خواندن آن برای همه علاقه‌مندان توصیه می‌شود.


استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز نوآوری اجتماعی سلام می‌باشد.

Copyright © 2014 - 2018